درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨٦ - الحديث الثالث
هم چنان كه صفت مصدرى و حيات و قدرت و علم حقيقى جز ساحت كبريائى ندارند هم چنان كه در مورد بشر از نظر ضعف وجود و اينكه عاريتى است و علم و قدرت و حيات و همه صفات او نيز زايد و عاريتى خواهد بود و هر يك از صفات نيز وجود منحازى از انسان خواهند داشت.
و از نظر اينكه عبادت اسماء و صفات كه مفاهيم كلى و عقلى فقط مفاهيم ذهنى هستند و وجودى ندارند جز بمعناى كلى عقلى قابل عبادت نيستند و امام فرمود
(لم يعبد شيئا)
زيرا موجود حقيقى خارجى را عبادت ننموده بلكه مفهوم ذهنى خود را كه معناى كلى رحمان و رحيم باشد اين معناى و مفهوم را عبادت نموده است.
قوله (ع): بل اعبد اللَّه الواحد الاحد الصمد المسمى بهذه الاسماء دون الاسماء ان الاسماء صفات وصف بها نفسه:
پاسخ امام عليه السّلام مبنى بر اينكه بايد ذات ساحت كبريائى را عبادت نمود كه نام و نشانه و اسم آن لفظ اللَّه است و موصوف حقيقى بصفت واحد و أحد و صمد حقيقى بوحدت مجهول الكنه است.
و هر يك از صفات واحد و أحد و صمد در گذشته معناى آنها ذكر شده است همه آنها نامى از مسمى و ذات كبريائى هستند ولى نبايد اسماء و صفات كه مفاهيم كلى عقلى هستند و مفهوم ذهنى و وجود ذهنى دارند عبادت نمود زيرا حقيقت صفات كامله همانا ذات قدس كبريائى است كه خود را باين مفاهيم عقلى و كلى توصيف فرموده است نه مفاهيم كلى.
و بديهى است اسم وسيله و معرف است و مسمى حقيقت و عين تحقق خارجى صفات است.
يعنى هر يك از صفات جز مفهوم كلى و موجود ذهنى انسان نيست و مسمى اين صفات و تحقق خارجى اين صفات فقط ذات قدس كبريائى است كه هر يك