درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٦٦ - الحديث الثانى
اينكه ماهيت و حد وجودى ندارد و ذات كبريائى او محدود بحدى نيست كه از همان حقيقت و حد وجودى فردى باشد كه مثل و مانند آفريدگار باشد زيرا مثل و مانند در اثر وحدت ذاتى و ماهوى است مانند حقيقت انسان كه حقيقت واحده مشترك با افراد انسان مىشود و امتياز آنها از يك ديگر در اثر تعدد وجود خواهد بود.
قوله (ع): و لا يشبهه شيء:
هم چنين در اثر و فعل شبيه و مانند نخواهد داشت زيرا فعل و آثار آفريدگار به مجرد اراده و مشيت تحقق مىپذيرد و محتاج بهيچ يك از وسايل عادى و طبيعى نخواهد بود.
خلاصه سنخ افعال بشر غير از سنخ آثار و نشانه كبريائى است و اين در اثر نقص وجودى است كه بشر دارد باينكه هر چه را بخواهد انجام دهد بايد مبادى روانى آن مانند تصور و تصديق بفايده و اراده و تصميم و سپس از طريق جوارح و بكمك عوامل خارجى عمل خواسته را بجا آورد.
قوله (ع): لم يزل عالما سميعا و بصيرا:
وجود واجب داراى صفات ذاتى وجودى است يعنى لازم وجود واجب و نامتناهى آنست كه علم و قدرت و احاطه بر موجودات خارجى عين ذات كبريائى او است و كثرت صفات كمال از نظر اينكه عين وجوب وجود هستند هرگز سبب كثرت و تعدد ذات كبريائى نخواهد شد.
زيرا وجود واجب همان علم حقيقى و بسيط است كه چيزى از حيطه علمى و شهودى او پنهان نخواهد بود و علم و شهود او نيز بطور انفعال و حصولى نخواهد بود بلكه ذاتى و ازلى است قبل از تحقق نظام موجودات صفات علم و احاطه را واجد بوده و خواهد بود بلكه همه موجودات از مجردات و قدسيان و ماديات و زمانيات و شنيدنىها همه مقامى از فعل و ظهورى نازل از علم ازلى هستند اويند.