درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٥٧
نمايد و يا بخل ورزد از تعيين و تشخيص حجت و هر سه فرض محال و ممتنع خواهد بود و در شرحى كه در باره روايت ذكر شد استفاده مىشود.
١- عالم حقيقى و عارف ربانى غرض از خلقت جهان بوده و ولايت عامه بر دين و دنياى بشر دارد.
٢- واسطه عرفان و ولايت عامه از جانب حق تعالى از بشر هرگز قطع نخواهد شد.
٣- عمارت و نظام جهان و هم چنين بقاء نوع بشر بر وجود عالم حقيقى و رسول و يا امام استوار خواهد بود و بالاخره در هر عصر و زمان حجت كه حافظ دين و سبب نظام زندگى بشر باشد لازم و ضرورى است.
٤- قائم بامر رسول باشد و يا وصى و يا امام مورد پيروى مردم قرار بگيرد و يا مورد اعراض ظاهر باشد و يا غائب از انظار بدين جهت فرق نخواهد بود هم چنان كه خورشيد در اثر پنهان بودن اثر خود را خواهد داشت.
٥- رسول و امام و حجت حق تعالى عبارت از ارواح قدسيه هستند كه با تعليمات ربوبى و الهامات غيبى ارتباط دارند و معلومات آنان من عند اللَّه است و هرگز از فردى از بشر نياموختهاند و علوم آنان نور الهى است كه پيوسته بر قلوب آنان افاضه مىشود و بر حقايق اشياء كما هو حقه آگهى داشته و مىشناسند.
از جمله علل اينكه نظام و انتظام جهان بر اساس وجود حجت و رسول و يا امام نهاده شده و استوار است از نظر وساطت تكوينى است كه هر لحظه فيوضات از هر سو جهان را فرا گيرد و نيز از نظر وساطت در تعليم و تربيت و سوق بشر بسوى كمال است كه غرض از نظام خلقت مىباشد و بر حسب آيه وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ سعادت حقيقى جز خداشناسى و خودشناسى و فضايل و كمالات نفسانى نيست بالاخره غرض صفاء و نورانيت و آن شعار عبوديت و انقياد است.
بنا بر اين نظام حقيقى است كه وسائل هدايت و سعادت براى بشر فراهم