درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٥٠ - الحديث الثانى
هم چنين بطور حتم مسألت كه براساس محروميت او از رحمت كبريائى و از مقام انسانيت است پذيرفته خواهد شد نتيجه اينكه شخص بيگانه در اثر انكار نعمتهاى زياده بر تصور و تمرد از اداء وظائف الهى در مقام مسألت بعد و محروميت برآمده لا محاله بر حسب اقتضاء ذاتى و درونى خود از رحمت بىبهره گشته و شقاوت و تيرهگى روان گريبانگير او خواهد شد.
ساحت كبريائى اجل و اعلى از آنست كه در قلب فردى از بشر خاطر سوئى القاء نمايد در حالى كه بر حسب فطرت خدا داده باشد و بيمارى و انحرافى در قلب او رخ نداده باشد و استعداد ضلالت نداشته در اين صورت مقام كبريائى هرگز اعتقاد و انديشه باطلى را بر ملت او القاء نخواهد فرمود و آنچه از خاطرات بيهوده و انحرافى در قلب فردى پديد آمده و القاء شود همانا نيرنگهاى و وسوسه شيطانى است و بر حسب آيه كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَ يَهْدِيهِ إِلى عَذابِ السَّعِيرِ- حج ناظر باين حقيقت است هر كه فريفته نيرنگهاى شيطانى گردد ناگزير شقاوت هميشگى گريبانگير او خواهد شد.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)