درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٤٩ - الحديث الثانى
براى آنچه حكم در باره آن صادر شده هم چنان كه اراده و تصور و تصديق و نيروى اختيار هر يك از افراد بشر نيز ظهورى از علم فعلى كبريائى است.
هم چنان كه آيه وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ ناظر بآنست كه از جمله موجودات مشيت هر فردى از بشر است كه ظهورى از خواسته او است آن نيز ظهورى از مشيت قاهره كبريائى و در طول اراده او است و همه نيروها كه در كمون بشر نهاده شده در طول اراده قاهر است اين نيز تحقق آنچه از ساحت قدس شرف صدور مىيابد مبنى بر اينكه افعال اختيارى و اراده و تصور و تصديق فاعل مختار است از موجودات و ظهورى از علم قدس است كه بطور قيوميه احاطه داشته و دارد و تا ابد خواهد داشت كه فاعل مختار ذات و ذاتيات او چه اقتضاء دارد و مشيت و حكم كبريائى نيز بر حسب اقتضاء و در حقيقت پاسخ مسألت فاعل مختار است چه مسألت ذاتى و ازلى سائل باشد و چه درخواست آينده فاعل مختار در نظام اختيار باشد بر همه آنها احاطه حقيقى و قيوميت دارد و بر حسب خواسته و مسألت هر سائلى پاسخ داده و ميدهد زيرا در پيشگاه ازليت كبريائى سابق و لاحق گذشته و آينده و كثرت بىنهايت و تعدد بىشمار سائل و مسألت و چگونگى آنها هيچ يك مفهوم ندارد.
بر حسب تحليل هم چنان كه اهل ايمان در اثر تقوى و قيام باداء وظايف عبادى با قصد تقرب بساحت كبريائى در مقام مسألت قرب و درخواست سعادت و حيات حقيقى برميآيند و نظر باينكه مسألت آنان ذاتى و درونى و وجودى و نيز از فياض على الاطلاق است بطور حتم پذيرفته شده و به سعادت حقيقى نائل خواهند گشت بهمين قياس بيگانه در اثر غرور و بىخبرى و تمرد از وظايف سپاسگزارى هر لحظه در مقام مسألت بعد و محروميت از رحمت كبريائى خواهد برآمد و اين مسألت نيز از نظر اينكه از درون و شراشر وجودى بيگانه سرچشمه گرفته هرگز تخلف پذير نبوده.
بالاخره تا هنگامى كه انسان خواستهاى را از مقام كبريائى مسألت ننمايد بدون اقتضاء هرگز مقام قدس امرى را بر انسان تحميل نخواهد نمود.