درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٤٨ - الحديث الثانى
اختيارى و افعال ارادى از عقيده و حركات جوهرى پايان زندگى آنان وفق آنچه در علم ازلى كبريائى بوده و خاتمه زندگى آنان از لحاظ سعادت و شقاوت طبق آغاز و مبدء بوده و آنچه بآن حكم صادر شده در لحظات بيشمار زندگى با نيروى اختيار آن را تنفيذ و تثبيت نموده است.
قوله (ع) و لم يقدروا ان يأتوا حالا من عذابه:
پس از پايان زندگى كه كفر و شرك و عناد سيرت روح آنان گشته و بعالم برزخ و شهود ديده گشوده و سيرت ننگين و ظلمانى خود را مشاهده نموده هرگز نميتوانند از عقوبت كه گريبانگير آنان شده خود را رها نمايند.
قوله (ع): لان علمه اولى بحقيقة التصديق و هو معنى شاء ما شاء و هو سره:
علم ساحت كبريائى بجزئيات و لوازم شخص هر موجودى نامتناهى است كه جز مقام كبريائى بر آن لوازم نامتناهى احاطه نخواهد داشت.
علم و احاطه بشر بجزئيات خارجى محدود است در صورتى كه علم بامور هر يك از حوادث خارجى بطبع نامتناهى است و اختصاص بمقام كبريائى دارد از اين رو علم و احاطه كبريائى سنخ ديگر غير از علم بشر بحوادث است كه مشوب بجهل بطور نامتناهى خواهد بود علم و احاطه كبريائى از پرتو علم كبريائى بذات قدس است و در آن شائبه حصول و يا حدوث و يا تزلزل و تغيير و يا كثرت نخواهد بود بلكه احاطه قيوميه بهمه جزئيات و لوازم تشخص هر يك از موجودات كه بطور نامتناهى و از طريق علم ازلى ثابت است و نميتوان بر چگونگى آن احاطه يافت و مجهول الكنه است.
بر اين اساس آنچه مشيت ساحت كبريائى بر آن صادر شده عين حقيقت است زيرا موجودات امكانى ظهورى از علم فعلى او است و از جمله اعمال و عقايد و ملكات و افعال اختيارى سلسله بشر است و همه اينها علائم و علل اعدادى است