درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٤٣ - الحديث الثانى
مييابد و در ثبات عقيده و خلق نيكو و انقياد عملى در سلك قدسيان خود را در مىآورد و اين فضايل در روان خود آنچنان راسخ و پايدار باشد كه هرگز تزلزلپذير نباشد بالاخره از لحاظ عقيده باصول توحيد و اطاعت جوارحى و استقامت در ايمان ملحق بقدسيان و ارواح قدسيه رسولان خواهد بود.
و بدين طريق روح اهل ايمان صفاء يافته و از رذايل اعتقادى و جوارح برى و منزه خواهد بود و بحقيقت ملحق برسولان و رجال الهى خواهد شد.
بهمين قياس استحقاق ابدى بيگانگان به عقوبت و محروميت از رحمت ساحت كبريائى نيز براساس كفران نعمت و مبارزه با ساحت كبريائى و خودخواهى و غرور و انكار نعمت آفريدگار است با اينكه فطرت درونى همواره او را تهديد مينمايد كه در مقابل نعمتهاى آفريدگار بايد سپاسگزارى نمود هم چنان كه هر نعمت كه از افراد بشر باو رو مىآورد در مقام پاداش و شكرگزارى برميآيد ولى نسبت بآفريدگار جز كفران نعمت و انكار و غرور از خود نشان نميدهد همين سبب مىشود كه روح پليد و تيره و رابطه اعتقادى خود را قطع نموده و محروم از رحمت كبريائى براى هميشه گردد يعنى مجسمه غضب و نقمت بوده و قذارت روح و پليدى خود را معرفى نمايد.
و مفاد جمله
(و وضع عنهم ثقل العمل بحقيقة ما هم اهله)
آنست كه بر اهل ايمان و عبوديت قيام باداء وظايف دينى را سهل و آسان قرار داده زيرا قلب و روح شخص منقاد پيوسته در مقام اطاعت و فرمانبرى است و از نظر توحيد افعالى رفع ثقل قيام باداء وظايف دينى را بساحت كبريائى نسبت داده است و هر لحظه بسهولت در هر حادثه و رويدادى قيام باداء وظيفه خود مىنمايد و حقيقت و روح عبوديت و ايمان خود را بكار ميبرد.
خلاصه منشأ و اساس سعادت اهل ايمان لطف حق تعالى است و توفيق آنان باينكه نيروى معرفت خودشناسى و نور فطرى خداشناسى را تقويت مينمايد كه پيوسته در مقام كشف حقايق و اسرار آفرينش برآيند و بر معرفت جهان خلقت زياده دست