درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٤٠ - الحديث الثانى
وضع ثقالت اعمال و عقيده باصول توحيد و قيام باداء وظايف الهى با اينكه هر دو در باره اهل ايمان و سعادت و نيز در باره اهل شقاوت و بيگانه يكسان است ولى در اثر اينكه اهل ايمان و سعادت هر دو را پذيرفتهاند حق تعالى بر آنان منت نهاده است و چون هر دو نعمت را پذيرفتهاند مورد توجه قرار داده منت بر آنان نهاده است ولى بيگانه و اهل شقاوت هيچ يك از آن دو نعمت را نپذيرفته و بآن توجه نمىنمايند حق تعالى نيز بر آن منت ننهاده از نظر اينكه قابل پذيرش نيستند و معرفت فطرى خدا داده را بكار نمىبرند بلكه در مقام انكار برميآيند.
بدين جهت بر آنان اظهار شكر و اقرار باصول توحيد و اداء وظايف الهى بسيار دشوار خواهد بود حق تعالى از آنان صرف نظر فرموده است و در روايت در جمله (
و وهب لاهل محبته القوة على معرفته
) را اختصاص باهل محبت داده و باهل غفلت و بيگانه از ساحت كبريائى توجه نفرموده از نظر اينكه آنان نيروى معرفت فطرى خداداده را بكار نمىبرند و بآن توجه نمىنمايند و به خودشناسى و خداشناسى علاقه ندارند.
خلاصه سر سعادت همانا بكار بردن نيروى خودشناسى و خداشناسى است كه در فطرت همه افراد بشر نهاده شده اهل محبت بدان توجه نموده وسيله ترقى و تكامل خود قرار ميدهند ولى بيگانه از نظر اينكه نور و معرفت فطرى را بكار نبرده و خاموش نمودهاند حق تعالى بآنها منت ننهاده از نظر اعراض از آنان و نيز نعمت فطرت را در خود بصورت نقمت و كفران و ظلمت در آوردهاند از نظر اينكه از آن نور فطرى صرف نظر نموده و پايه شقاوت و تيره بختى خود را بنا ميگذارند.
و هم چنين موهبت ديگر
(وضع عنهم ثقل العمل بحقيقة ما هم اهله)
در صورتى كه اعتقاد باصول توحيد بحكم فطرت بسيار سهل و طبق حكم عقل و خرد و قيام باداء شكرگزارى است اهل ايمان و سعادت با عظمت نعمتهاى آفريدگار خود را در مقام فروتنى و تواضع و اداء وظايف برميآورند بر آنان سهل و آسان است ولى بيگانه از نظر غرور