درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٣٦ - الحديث الثانى
مىشود با اينكه اعمال و رفتار بشر از مقوله حركت و عرض است و قابل زوال و توأم با فناء است چگونه سبب سعادت ذاتى و ابدى بشر خواهد شد بالاخره در اثر ارتكاب گناهان بطور محدود در دوره زندگى كوتاه چگونه سبب استحقاق عقوبتهاى ابدى خواهد شد سبب استحقاق معدود و انگشت شمار ولى استحقاق عقوبت ابدى چگونه تصور ميرود.
پاسخ امام عليه السلام
(ايها السائل حكم اللَّه لا يقوم له احد من خلقه بحقه فلما حكم بذلك وهب لاهل محبته القوة على معرفته و وضع عنهم ثقل العمل بحقيقة ما هم اهله)
. بيان آنست كه بشر هرگز نميتواند در مقابل حكم ساحت كبريائى قيام نمايد و بمعارضه و مبارزه برخيزد و احتجاج نمايد و مرام خود را اثبات نمايد بلكه همواره محكوم خواهد بود زيرا كه وجود او و همه شئون وجودى او از جمله موهبتهاى كبريائى است هر چه از هستى دارد از فيوضات و نعمتهاى او است و هر چه از ضعف و زبونى و مذلت و خوارى و نقص دارد از قصور و نقصان خود او است و بطور مرموز است و درك قصور و يا منقصت بسيار و بىشمار خواهد بود.
اين حقيقت را امام عليه السلام در جمله كوتاهى اعلام ميفرمايد: باينكه
(فلما حكم بذلك وهب لاهل محبته القوة على معرفته)
بدين تقريب در مواردى كه ساحت كبريائى بر حسب علم و احاطه قيوميه خود در باره فردى از بشر حكم فرمايد به سعادت از نظر اينكه آن فرد اهل محبت و مورد خشنودى و رضايت كبريائى هستند و قيد اهل المحبة معرف و حد وجودى ارواح اهل ايمان و سعادت است و لازم ذاتى آنان آنست كه مورد محبت كبريائى قرار گرفتهاند و صدور محبت از جمله فعل صادر از مقام كبريائى نخواهد بود بلكه از توابع صفات است يعنى همان طور كه ساحت كبريائى بذات قدس خود محبت دارد و بآثار و اشعه درخشان و تابان خود نيز محبت خواهد داشت.