درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٣٣ - الحديث الاول
او نخواهد بود و علم بذات خود غرض و غايت از هر فيض است كه از ساحت او صادر شود زيرا فرض نقص در باره ساحت كبريائى نخواهد بود با اينكه در اثر صدور فعل و ايجاد آن نقص رفع شود و گر نه لازم مىآيد كه ساحت كبريائى فقير و محتاج باشد و در اثر فعل خود رفع نقص خود را بنمايد بر اين اساس ذات كبريائى او غايت و غرض هر موجود و پديدهاى است.
هم چنان كه فاعل و مؤثر حقيقى هر موجودى ساحت كبريائى او است و بهر چه قابليت و امكان داشته اشعه نور هستى آن را فرا خواهد گرفت زيرا قابليت مسألت ذاتى است كه از ساحت كبريائى درخواست مينمايد و هرگز از پذيرش آن دريغ نخواهد فرمود.
٧- نتيجه اينكه هرگز از خلق و آفرينش موجودى نميتوان پرسش نمود زيرا خلق قبول و پذيرش مسألت است كه بزبان درونى خود از ساحت كبريائى مسألت نموده و هرگز تخلف پذير نخواهد بود يعنى نه سائلى از مسألت خود و درخواست خود دريغ خواهد نمود و نه ساحت قدس از پذيرش و مسألت محتاج دريغ خواهد فرمود.
گفته شده كه در زمينه اينكه سعادت بشر در نظر گرفته شده و يا شقاوت او بهر تقدير موردى براى تكليف و هم چنين براى سعى و كوشش نخواهد بود، زيرا قضاء و حكم صادر از غير كبريائى قابل نقض است بر اين تقدير موردى براى ترغيب و عمل و كوشش نخواهد بود هم چنان كه تهديد و يا ترغيب و وعد و وعيد بىمورد خواهد بود زيرا واقع تغير و يا تبدل پذير نخواهد بود.
پاسخ آنست كه آنچه در علم ازلى ثابت بوده حصول و تحقق سعادت از طريق وسايل و علل داخلى مانند وجود انسان و قدرت و علم و اراده و اختيار او و از جمله وسايل و معدات خارجى مانند دعوت و تكليف و ارشاد و ترغيب و تهديد است كه بر حسب فطرت نهايت تأثير را خواهند داشت و لا محاله سبب تهيج و سوق باعمال خير