درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٣١ - الحديث الاول
و بآنچه سبب حركت فاعل شده غرض گويند مثلا سكونت در خانه بنا نهاده شده غايت آن و همان غرض بانى خانه خواهد بود.
٥- وجود اشياء و صدور از ساحت كبريائى از لوازم مقام كبريائى و فياض على الاطلاق او و لازم خيريت ذاتى او است و هرگز از ايجاد و خلق اشياء غرض فايده نظر ندارد بلكه فقط ذات كبريائى است كه افاضه مينمايد بهر مورد قابل و كمال وجود واجب چنين مقتضى است كه هر نيازمندى را حاجت آن را برآورد زيرا هر فاعل مختار كه قصد فعلى را بنمايد لا محاله براى اثر وجودى است كه از آن استفاده نمايد و نقص خود را رفع نمايد لا محاله افضل خواهد بود از فاعل مختار و فاعل مختار نازلتر و پستتر خواهد بود از مقصود و هدفش و چنانچه بفرض ساحت آفريدگار از خلق موجودى غرض و فايده در نظر داشته باشد كه وجود آن رفع آن حاجت را از كبريائى بنمايد و چيزى از آن عمل صادر شود و يا نفعى و يا هر غرض كه باشد در حقيقت ساحت كبريائى ناقص بوده و در اثر آن موجود نقص و غرض او تحقق پذيرد.
بدين طريق استكمال بيابد و اين امر محال و از لوازم امكانى زيرا ساحت آفريدگار اقصى درجه فضل و كمال و فوق آنست زيرا هر كمال از پرتو كمالات ذاتى او است در اين صورت چگونه از فعل و مخلوق خود استفاده خواهد نمود چيزى را كه در ذات كبريائى فاقد آن بوده اين محال است.
هم چنين در ايجاد موجودى قصد زايد بر ذات داشته باشد لازم آن حدوث حالت قصد و اراده خواهد بود بنا بر اين براى فعل و خلق خود هرگز قصد زايد و هم چنين براى فعل خود غرض بر او عارض نميشود و لازم آن نقص و كثرت و انفعال و امكان است در صورتى كه ساحت كبريائى او غنى بالذات و واجب الوجود واحد حقيقى و بسيط و كمال ذاتى اقصى درجه است.
نتيجه آنست كه براى فعل و خلق آفريدگار هرگز سبب نخواهد بود و همه