درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٢٣ - الحديث الاول
آنان بسعادت خاتمه خواهد يافت از اين رو آنان هميشه مورد قرب رحمت خود قرار خواهد داد و هم چنين عاقبت افرادى را كه بشقاوت پايان خواهد يافت از اين رو آنان را مبغوض دارد و آنان را از رحمت خود طرد خواهد فرمود و نيز مفاد محبت و بغض ساحت كبريائى تقرب و بعد از ساحت قدس است.
و سعيد بمعناى محبوب به پيشگاه كبريائى است و مبغوض مطرود و باز مانده از مقام قرب است و معناى محبت ساحت كبريائى آنست كه كسى را مورد تقرب قرار دهد و از نظر اينكه محبت و يا بغض از صفات ذاتى حادث بحدوث اسباب آنها است و ساحت كبريائى منزه از حالات ذاتى و عوارض است از اين رو هر كه مورد قرب و محبت كبريائى قرار گيرد از نظر اينكه محبوب بالذات خود ساحت كبريائى است و بتبع بذات كبريائى خود بافرادى كه مقرب به پيشگاه خود باشند و در اثر افعال خود بان نيز محبوب ذات كبريائى خواهند بود.
و مفاد جمله
(فاذا احب اللَّه شيئا لم يبغضه ابدا)
آنست كه محبت ساحت كبريائى باهل ايمان و سعادتمندان صفت حادث بحدوث اطاعت و عمل صالح و علل و اسباب آن صورت ميگيرد و ساحت كبريائى از عوارض منزه خواهد بود بلكه اهل ايمان و تقوى و سعادتمندان محبوب به پيشگاه كبريائى خواهند بود بتبع ذات كبريائى زيرا به ذات قدس خود محبت دارد و بتبع محبت بذات خود باهل ايمان و به گروهى كه مقرب به پيشگاه او هستند محبت بتبع خواهد داشت.
خلاصه محبت ساحت كبريائى باهل ايمان و سعادت از نظر اينكه حادث است و حق تعالى منزه از عوارض و حالات است هرگز محبت بموجودى بطور عارضى نخواهد داشت جز از نظر اينكه ساحت قدس ربوبى بذات كبريائى خود محبت دارد و بتبع آن بموجودى كه مقرب پيشگاه او باشند به تبعيت ذات كبريائى خود مورد محبت قرار خواهد داد.
محبت ساحت آفريدگار باهل ايمان صفت فعل نيست تا اينكه گفته شود منتزع