درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٢٢ - الحديث الاول
را بدان صورت ادامه داده و ذات خود را تشخيص داده چه بر حسب عقيده چه بر حسب عمل خارجى خلاصه هر تيرهگى و ظلمت روانى كه ناپيدا مانند جن موجودى و يا انسانى داشته باشد چنانچه از رهگذر اختيار كه خود ساز است بگذرد و يا نيروى اختيار عمل شر و طالح را بپذيرد و بصلاح آن حكم نمايد در حقيقت شر و شقاوت را براى خود برگزيده است و بدين طريق شقاوت نهفته خود را بصورت فعليت در آورده و لحظات بيشمار آن را تنفيذ نموده است.
بهمين قياس نفوس اشقياء و تيره بختان كه نور فطرى در كمون دارند ولى تيرهگى خودخواهى و غرور بر آن نور مانند غبار نشسته و بر آن عارض شده است با توجه باينكه بر حسب نيروى اختيارى كه يگانه موهبت الهى است براى تعيين ذات و خود سازى خود در آن هنگام بر حسب طبع و يا اقتضاء ذاتى در باره هر عمل كه بخواهد بان مبادرت نمايد لا محاله در آن باره ميانديشد و صلاح و فساد آن را در آن حال خود مىسنجد چنانچه تيرهگى فطرت او سبب حكم و صلاح تمرد و عمل قبيح گردد همان را برگزيده و شقاوت را براى روح خود تشخيص داده و برگزيده است.
بالاخره پس از رهگذر از عالم اختيار هم چنان كه سعادت و نيك بختى اختيارى است بهمين قياس پس از صدور عمل قبيح و شر از شخص مختار بحكم خرد فعل اختيارى است يعنى سعادت را براى خود برگزيده است و همان حقيقتى را برگزيده كه ساحت كبريائى در آغاز و ازل در علم او گذشته بوده و ثابت بوده و هست و خواهد بود.
خلاصه ذات و ذاتيات هر فاعل مختار همان است كه از طريق اختيار بگذرد و بدست آيد و همه مراحل و منازل سابق بر آن زمينه چينى و بطور اقتضاء است بدون اينكه موضوعيت اساسى داشته باشد.
و محتمل است مفاد جمله
«فمن خلقه اللَّه سعيدا لم يبغضه ابدا»
آنست كه ساحت كبريائى از ازل عالم و احاطه شهودى داشته سرگذشت هر يك از افرادى كه زندگى