درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤١٧ - الحديث الاول
٥- از بيان گذشته استفاده شد كه آنچه در كمون روان روح بشرى نهاده شده كه از آن تعبير بفطرت خداشناسى مىشود نقطه اوليه و هسته مركزى است كه در نظام اختيار بصورت ايمان اعتقادى رشد و ظهور خواهد نمود و امر اكتسابى است كه بايد اين حقيقت را از خودانديشى و از دلايل خارجى و آفاقى بفهمد و تصديق نمايد كه خود مخلوق و آفريده است و ساحت كبريائى خالق او و همه عوالم است و نيز بدلايلى از شرك و كفر تبرى نمايد كه جزء عقد قلبى ايمان باصول و اركان توحيد خواهد بود.
گفته شد نظام خلقت جهان و عالم طبع براساس تدريج و عبارت از زمان و زمانيات و حوادث است كه بصورت قوه و فعل پيوسته در حركت خواهد بود و بقياس عالم ازليت بفرض نقطه و خط محدود است كه مندك در عالم ازل بوده و هست و همه اجزاء جهان متحرك با كثرت بىنهايت و تدريج آن مانند نقطهاى ثابت و يكسان در پيشگاه كبريائى است از جمله عوالم عالم خلقت بشر و تحولات و مراحل آن در مقام قدس است ولى لا بوجوداتها العينى بل بصورتها العلمى نه بطور ارتسام همه و همه حاضرند و سبق و لحوق و تقدم و تأخر در آنها مفهوم ندارد.
در نتيجه خلقت بشر و طى عوالم از جمله اصلاب و ارحام و نظام اختيار در حيطه قيمومت و شهود ساحت كبريائى بوده و خواهد بود بهمين قياس ظلمت و تيرهگى روان كافر و بيگانه با اينكه بر حسب فطرت اصلى نورانى و بحكم خرد خداشناس است ولى در اثر تيرهگى و غبار كه روان و نور فطرى او را فرا گرفته در آغاز خلقت ساحت كبريائى بآن احاطه شهودى داشته و در اثر اينكه از طريق اصلاب و ارحام پليد نيز ادوارى را گذرانيده كه بر تيرهگى و ظلمت آن افزوده شد و هم چنين پس از اينكه در نظام جهان بهرهاى از وجود يافته در محيط تيره و ظلمانى خانواده رشد نموده هر لحظه بر ظلمت و بىخبرى او افزوده شده با اينكه ندا و نوسان دعوت بدين توحيد و بمكتب قرآن فضاى جهان را فرا گرفته هرگز بدان توجه ننموده و آن را نشنيده خواهد گرفت.