درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤١٥ - الحديث الاول
ارادى و قصدى و اختيار درآيد.
بعبارت ديگر سعادت و روح نورانى بشر عبارت از آنچه در فطرت او بطور اقتضاء نهاده شده همان رابطه تكوينى و آفرينش است كه از طريق حقيقت نهاده رابطه تكوينى و آفرينش است كه از طريق حقيقت و تحقق در اين نظام بعرصه ظهور درآيد و عبارت از ايمان اعتقادى و نيروى تقوى و تبرّى از شرك اعتقادى و عملى است و نور فطرى و رابطه تكوينى با ساحت كبريائى كه با نيروى عاقله و روح هر يك از افراد بشر بوديعت نهاده شده داراى مراتب و درجات بىشمار خواهد بود از جمله نور درخشان پيامبران كه نور محض و در هنگام نوزادگى بمردم اعلام مىنمايد بر حسب آيه إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا نمونه و مسطورهاى از رجال الهى و خلفاء ساحت ربوبى در عوالم هستند.
٣- آنچه در فطرت و كمون بشر نهاده شده همان ادراك عبوديت با شدت نورانيت و يا ضعف آن يعنى در فطرت بشر بطور ابهام حقيقت ادراك عبوديت ارادى با مراتب شدت و يا ضعف و كمال بىنهايت آن نهاده شده و هيچ فردى از بشر از موهبت نور فطرى خودشناسى و خداشناسى بىبهره نخواهد بود و گر نه نقض غرض از نيروى عاقله است يعنى ادراك و تعقل روح بشر عبارت از خودشناسى و خداشناسى است باينكه عبوديت ذاتى و آفرينش خود را نسبت بآفريدگار بفهمد و ادراك نمايد و از آن تعبير بايمان باصول توحيد و نيروى تقوى و تبرى از شرك و كفر و گناهان مىشود بديهى است كه ظهور و رشد فطرت كه از آن تعبير بايمان باصول توحيد مىشود امر اكتسابى و اعتقادى و عملى است.
٤- نور فطرت و خداشناسى كه در نهاد بشر نهاده شده بطور جعل بسيط و خلق و آفرينش است و در نظام اختيار نورانيت آن از طريق اكتساب رشد نموده بصورت عقايد قلبى و اعمال جوارحى خواهد درآمد.
نتيجه اينكه سعادت و رابطه ذاتى و تكوينى با ساحت كبريائى اصل و ريشه آن