درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤١٤ - الحديث الاول
آنچه در جهان تكليف سيرت خود را كسب نموده و اظهار داشت حكم صادر بصورت حتمى و قطعى خواهد درآمد در نتيجه غايت و نهايت هر فردى از لحاظ سعادت و يا شقاوت و فضيلت و يا رذيلت طبق بدايت و آغاز خلقت بوده و طبق آنچه از ساحت كبريائى صادر شده خواهد بود.
از نظر غموض مطلب شرح و بسط زيادترى لازم است بر اين اساس امورى چند يادآورى مىشود.
١- سعادت بمعناى نيك بختى و وجود او گوارا و كمال وجود و هستى است كه خير و لذت بخش و بهجت روانى است و شقاوت ضد آن و عبارت از نقص وجود شر و تيره بختى كه سبب ناگوارى و درد و آزار است.
٢- سعادت روح انسانى و نيروى عاقله بشرى عبارت از رابطه ذاتى و تكوينى است كه روح با ساحت آفريدگار دارد و اين رابطه ذاتى و ناگسستنى است يعنى همان طور كه روح و روان بر حسب آيه وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي نفخه و شعار و پرتو و نور الهى است و رابطه ذاتى ناگسستنى با ساحت آفريدگار دارد و انفكاك پذير نخواهد بود كمال روح و نيروى عاقله بشرى نيز برابطه ارادى و انقياد قصدى و اعتقادى با ساحت كبريائى است يعنى آنچه در فطرت و كمون هر فردى از بشر و هر نيروى عاقله نهاده شده همانا نيروى خودشناسى و خداشناسى است همين نيرو بظهور و كمال برسد و در نظام وجود حقيقى و نشئه اختيار از وجود مستقلى بهرمند گردد يعنى فطرت بشرى بصورت عقيده و رابطه نورانى عبوديت اعتقادى بساحت كبريائى است.
بالاخره سعادت بشرى در نظام جهان عبارت از نيروى تعقل و تحكيم رابطه عبوديت ارادى و اعتقادى با ساحت آفريدگار است هم چنان كه در فطرت هر روح نيروى تعقل نهاده شده و رابطه تكوينى و ذاتى خود را با ساحت آفريدگار احراز نموده و واجد است و بر آن احاطه و شهود وجودى دارد كمال روح انسانى نيز همان نيروى فطرى نورانى در اين جهان اختيار است بظهور برسد و بصورت اعتقاد و رابطه عبوديت