درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤١٣ - الحديث الاول
است و بطور موقت روح نيز تيره گشته در اثر توبه و توجه بساحت كبريائى تيرهگى و مبغوضيت رفع و صفاء ذاتى خود را بار ديگر باز يابد.
قوله عليه السلام: و اذا ابغض شيئا لم يحبه ابدا:
روح تيره و پليد بيگانه كه مورد مبغوضيت ساحت كبريائى است چنانچه بفرض بعض حركات و افعال اختيارى او صالح و خير و آثار نيك در اجتماع داشته و براى مسلمانان فائده داشته باشد بر حسب روايت نامبرده (و ان عمل صالحا احب عمله) فقط عمل و كردار نيك او از نظر اينكه صلاح است و براى اجتماع مصلحت دارد عمل را نيك معرفى ميفرمايد بدون اينكه سبب سرايت بفاعل آن باشد زيرا فعل اختيارى و صالح او از روح و روان تيرهاى سرچشمه گرفته فاقد شعار عبوديت بوده و روح و حيات جاودانى ندارد و اجر و پاداش براى آن عمل مقرر نخواهد شد.
زيرا براى رضا و خوشنودى ساحت كبريائى صادر نشده بلكه بر حسب طبع فطرى خود بيگانه عمل خير را انجام داده و خود عمل في نفسه قطع نظر از فاعل حسن داشته ولى براى خود فاعل بيگانه سودى نخواهد داشت هم چنان كه هنگام اقدام بعمل خير و صالح نظرى برضايت ساحت كبريائى نداشته است و بر عمل نيك او روح و صفاء دميده نشده و انتظار آن را نيز نداشته است ولى فقط از نظر اينكه عمل صادر از بيگانه مصلحت دارد و براى اجتماع مفيد است در صورتى كه توأم با شعار كفر نباشد صالح و شايسته خواهد بود.
در نتيجه هر يك از نفوس بشر طبق آنچه در باره او از ساحت كبريائى حكم بطور اقتضاء به سعادت و نورانيت او صادر شده با كمالات نفسانى و نورانيتى كه تحصيل نموده بمقامى از سعادت و قرب برحمت لا يزالى نائل خواهد آمد هم چنين نفوس شريره كه بطور اقتضاء در باره او حكم به شقاوت صادر شده با روح پليد ظلمانى زيادترى محكوم به شقاوت ذاتى شده كه تغيير پذير نخواهد بود.
و آنچه از سعادت و يا شقاوت بطور اقتضاء در باره هر فردى صادر شده بضميمه