درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤١٠ - الحديث الاول
جوار رحمت خود قرار نخواهد داد زيرا ذات و ذاتيات او دور از رحمت و خواسته روانى و درونى و ذاتى او محروميت از رحمت و فضل است و چنانچه در دنيا و عالم تكليف اعمال خير و صالح بجا آورد عاريتى بوده و ناشى از صفاء و نورانيت و شعار عبوديت نبوده است و اصل و ريشه عمل و حركات او رابطه با ساحت كبريائى نداشته است.
و مفاد جمله
(و ابغضه لما يصير اليه)
بيان آنست كه سبب مبغوض بودن شخص شقى و بيگانه از رحمت آفريدگار آنست كه پيوسته سير و سلوك اختيارى او براساس خودستائى و غرور و خودخواهى است و هيچ گاه نظر و توجه بآفريدگار و نعمتهاى بىشمار او ندارد بلكه از او نيز اعراض مىنمايد.
و مفاد جمله
(لما يصير اليه)
آنست كه بر حسب سير اختيارى و حركات ذاتى و افعال جوارحى و اصول اعتقادى و انديشه او ضلالت و گمرهى و توجه بسوى قطب مخالف با حق است و آن را غرض موهومى خود قرار داده و بدان سو در حركت خواهد بود بعبارت ديگر ساحت كبريائى شخص شقى و بيگانه را مبغوض دارد از نظر اينكه اساس زندگى و حركات جوهرى و كسب ذاتى و روانى او مخالفت و اعراض از آفريدگار است و شعار روح پليد او غرور و خود خواهى است.
و بعبارت ديگر از نظر اينكه هدف او از سير و حركات ارادى او عناد و بعد و محروميت از رحمت كبريائى است و نيروى اختيار خود را در طريقه دورى از رحمت بكار ميبرد و هر لحظه بر محروميت او از رحمت آفريدگار بيشتر مىشود ساحت كبريائى در ازل حكم به شقاوت او فرموده و هنگام كه در نظام اختيار آن طريقه را پيمود شقاوت حقيقى او تحقق خواهد يافت.
نيروى اختيار يگانه موهبت الهى است و عبارت از حكم و قضاوت روان فاعل مختار است باينكه انديشه و يا عمل و حركت خارجى بر وفق خير و صلاح است و در اثر رجحان و خيريت و صلاح كه در هر يك از عمل و ترك آن مىپندارد بر طبق آن