درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٩٨ - الحديث الاول
سعادت و شقاوت بالاخره هدايت و ضلالت هر فردى از بشر در ازل مورد اراده و احاطه و قضاء حتمى ساحت كبريائى قرار گرفته و بر طبق حقيقت و قانون قضاء است كه عالم طبع و ساير عوالم بقياس عالم ازل مانند لحظه و اندك و منطوى است و همه از شئون علم فعلى و از جمله مظاهر كبريائى است و هرگز حوادث جهان كه از جمله محصول آن نظام خلقت سير و سلوك بشر است براساس اتفاق و يا گزاف و يا بخت نخواهد بود بلكه مانند عوالم امكان نحو ثبوتى در علم ازلى كبريائى داشته است.
از جمله زندگى سلسله بشر كه غرض و محصول عوالم است مورد نظر خاصى بوده و توجه مخصوص بآن شده است و قدسيان از ساحت قدس كبريائى آن را مورد سؤال قرار داده كه بهترين مظاهر صفات كبريائى همانا قدسيان است كه آنان را اين چنين خلق فرمودهاى از ساحت كبريائى پاسخ و اخطار كوتاهى كه شرف صدور يافت جمله إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ بود مبنى بر اينكه هرگز فرشتگان مقرب نخواهند باسرار مكنونه كه در بشر بوديعت خواهم نهاد آگاهى بيابند چه آنكه به بعضى از آنان مقام خلت و به بعضى ديگر زياده خواهم موهبت فرمود.
و از رسول صلّى اللَّه عليه و آله رسيده است كه «الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة» مبنى بر اينكه سلسله بشر داراى ارواح متفاوت و متباين و حقايق مختلف خواهند بود بالاخره معدن وجودى بعضى جوهر عقلى و بسيارى ديگر جوهر ملكوتى و پائينتر خواهد بود هم چنان كه بطور عيان طفل نوزاد و كودك انديشه و شعور و تفكر ندارد از اين رو روان او فاقد نورانيت و نيز ظلمت است و اين خود شاهد آنست كه اختلاف نفوس بشرى بر حسب اقتضاء ذاتى و نهفته و ممكن است جز ساحت كبريائى بآن احاطه نخواهد داشت فقط در عالم اختيار بتدريج بظهور خواهد رسيد و آنچه بوديعت در او نهاده شده بصورت فعليت در خواهد آورد و كسب خواهد نمود.
بالاخره داراى سعادت و يا شقاوت اقتضائى و داراى نورانيت ذاتى اقتضائى