درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٩٢ - رابطه ذاتى روح با بدن
حركت بسوى نازل و بازگشت به سافل نخواهد نمود زيرا از آن مقام نازل حركت نموده و پشت سر نهاده و حركت ذاتى و جوهرى بسوى كمال آينده است و هرگز موجودى بحركت طولى و ذاتى بسوى گذشته كه بطلان است توجه نخواهد نمود و حالات خود را از دست ندهد بلكه مقتضاى حركت سير بسوى كمال ذات و جوهر فطرت و صلاح امر است و مقامى كه براى روح است وجود مجرد از نشئه دنيا است و كمالات لايق بجوهر انسانى آنست كه در اثر حركات و سير وجودى و افعال اختيارى بدان رسيده و واجد آن شده است و هرگز از جوهر ذاتى خود تنزل نخواهد نمود جز در اثر وجود مانع و ضد كه براى آن رخ دهد و آن را مانع شود از وقوف در درجه كمالات كه براى آن حاصل شده است و عالم قيامت نشئه اعداد و استعداد از خارج نخواهد بود بلكه عالم كفاء و مستكفى است و وابسته بذات مبدء است.
بر اين اساس هرگز كمال ذات وجودى افراد بشر از او سلب نخواهد شد و فقط امكان دارد كه آنچه نقص جوهرى فطرى دارد مانند هيئات مظلمه و تيره و صورتهاى روانى مظلمه و مكتبه كه سبب عقوبت و عذاب گردد ولى در اثر تأثير امر خارجى رفع مىشود.
هم چنان كه در عالم دنيا اين چنين است كه بواسطه مانع خارجى ممكن است زايل شود و در آخرت نشئه اعداد و استعداد نخواهد بود كه از خارج وسيله رفع و زوال صورت بگيرد بلكه در اثر رافع ذاتى و داخلى مانند نور توحيد و لوازم آن از رابطه با مقام رسالت و امامت و لوازم آنها و گروهى كه فاقد ايمان و تقوى هستند و نور ذاتى و روانى ندارند هرگز براى آنان رافع و مانع از عقوبت و رافع تيرهگى نخواهد بود.
بدين جهت هرگز از آنان عقوبت رفع نخواهد شد و هم چنين عقوبت از آنان تخفيف نخواهد يافت بلكه عذاب بآنها دور ميزند بحركت دورى و در اثر علاقه بعالم طبيعت متحرك بحركت ذاتى است بلكه نفس و عين حركت و تحول