درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨٤ - رابطه ذاتى روح با بدن
شده منتقل مىشود و هيئت جوارح و بدن آنها نيز باذن پروردگار مانند هيئت سابق آنها بوده و خاك هر عضوى نيز بهيئت همان عضو مخصوص خواهد درآمد بدون هيچ تبدل و تحولى و روح در آن بدن وارد مىشود چنانچه انجام يافت هرگز چيزى از خود انكار و يا فراموش ننموده است.
بعض دانشمندان نيز گويند كه بدن انسان در عالم قيامت مجرد از ماده دنيوى است كه قابل تحولات و تغير صورت و تجدد حركات و معرض كون و فساد است بلكه روح فقط مجرد از ماده و داراى صورت امتدادى است يعنى بدن انسان در عالم قيامت نه مانند عقل مجرد است و نه مانند بدن عنصرى دنيوى جسمانى و مادى است بلكه بدن انسان در عالم قيامت متوسط آن دو است و فقط مجرد از ماده و جسمانيت است ولى داراى صورت امتدادى است و عقل مجرد از ماده و از صورت امتدادى برزخى است و قائم بروح و جهت فاعليت آنست مقابل بدن عنصرى دنيوى كه قائم بروح و عنصر جسمانى و مادى است.
حق و صحيح بر حسب صريح آيات قرآنى و ديانتهاى آسمانى آنست كه روح در قيامت متعلق ببدن عنصرى دنيوى خود ميباشد ولى در اثر رجوع و استكمال بدن عنصرى گرچه بهيئت خاك درآمده باشد نيروى جاذبه روح آن را بسوى قطب كه خود بدان متوجه است مىكشاند بدين جهت خاك بدن و جوارح هر فردى از بشر باذن ساحت كبريائى بهيئت سابق درآمده بروح خود تعلق يافته و در حيطه و تدبير روح قرار خواهد گرفت و هم چنان كه در عالم برزخ روح راه ترقى و تكامل پيموده بدن عنصرى نيز گرچه بهيئت خاك در آمده باشد بشعاع و جذبه روح راه كمال پيموده و صفاء يافته بطورى كه همه اجزاء و جوارح بدن انسانى داراى نيروى ادراك و شعور و نطق خواهد بود.
قول باينكه روح بدنيا بازگشته و ببدن عنصرى اوليه ناقص خود كه راه كمال نپيموده منتقل مىشود و بصحنه قيامت حضور مىيابد.