درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨٣ - رابطه ذاتى روح با بدن
در عالم برزخ حاصل شده و بوسيله ملكات و حركات ذاتى و يا در اثر افعال اختيارى ملكاتى كسب نموده هرگز از مرتبه كمال وجودى بقهقرا بدنيا باز نخواهد گشت و عالم آخرت خودكفا است روح بوجود مستكفى خود و بذات قدس كبريائى هر آنچه واجد بوده و باو موهبت شده و كمال ذاتى كسب نموده از دست نخواهد داد.
بر اين اساس است كه بيگانگان در اثر قطع رابطه عبوديت از ساحت كبريائى عقوبت آنان رفع و يا تخفيف پذير نخواهد بود بلكه حركت آنان ذاتى و اكتسابى و بسوى شدت عذاب و سختى عقوبت بطور تجدد و تبدل خواهد بود هم چنان كه آيه كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ استفاده مىشود عالم طبع براساس علل و اسباب است ولى عالم برزخ و قيامت هر دو عالم خودكفا و استكفاء است هم چنين هر موجودى نيز خودكفاء و باستناد كبريائى مستكفى خواهد بود و براى حركت خود بشرط و قيدى حاجت ندارد و حركت ذاتى از خارج ذات خود نخواهد بود.
بسند معتبر از امام صادق عليه السلام رسيده است كه فرمود روح بشر در عالم برزخ در مقام خود باقى است روح اهل ايمان در نور و صفاء و گشايش و سعه است و روح پليد كافر در ضيق و سختى و ظلمت است و بدن و جوارح انسان بصورت خاك درمىآيد.
هم چنان كه از خاك آفريده شده است و آنچه درندگان و حيوانات از بدن انسان خوردهاند همه در خاك محفوظ است نزد پروردگار كه از علم و احاطه او هرگز چيزى پنهان و خارج نخواهد بود و نيز بر عدد و شماره همه آفريدهها و بر وزن و ارزش آنها احاطه دارد و خاك بدن اهل ايمان مانند طلا در خاك است و هنگام كه قيامت فرا ميرسد باران تند زمين را فرا ميگيرد زمين رو برشد مىگذارد و خاك بدن اهل ايمان مانند طلا كه با آب شسته شود صفاء مىيابد و خاك بدن هر يك از افراد بشر بقالب و مانند بدن و اعضاء و جوارح سابق خود در آمده باذن پروردگار بسوى روح خود جلب