درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨٢ - رابطه ذاتى روح با بدن
بر بدن خود كه مانند هيئت سابق آنست تعلق و احاطه خواهد يافت.
و از نظر اينكه رابطه تدبير و ايجاب روح نسبت به بدن عنصرى و خاك و تحولات آن ذاتى و ناگسستنى است در آستانه قيامت جاذبيّت روح نسبت ببدن بظهور كاملترى ميرسد و خاك بدن بصورت اعضاء درونى و بيرونى درآمده در حيطه تدبير و ايجاب روح خواهد درآمد.
براى توضيح مطالب چندى يادآورى مىشود بعض دانشمندان و فلاسفه پندارند كه عالم قيامت همان عالم دنيا است و عود و بازگشت آن بصحنه قيامت عبارت از بازگشت روح از عالم برزخ بسوى دنيا است و هنگامى كه عالم قيامت برپا مىشود روح ببدن عنصرى دنيوى خود باز خواهد گشت مانند دوره قبل كه روح در دنيا ببدن عنصرى تعلق تدبيرى داشته است.
بالاخره بنظر اين دانشمند عالم قيامت همان عالم دنيا است و عود بصحنه قيامت عبارت از رجوع روح بسوى دنيا است كه از عالم برزخ بسوى دنيا بازگشته و بقهقرا حركت نموده و ببدن عنصرى خود كه در دنيا باقى مانده و متفرق و پراكنده شده پس از اينكه باذن پروردگار صورت خاك بهيئت اعضاء و جوارح بدن بهيئت سابق درآمده روح بآن تعلق مىيابد و بصحنه قيامت قدم ميگذارد.
اين نظر بر خلاف حكم خرد و صريح آيات كريمه است مانند آيه وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ مبنى بر اينكه عالم دنيا مخالف و مغاير با عالم قيامت است و نيز از نظر اينكه روح پس از اينكه به عالم برزخ انتقال بيابد و عالم تعلق و طبع را پشت سر گذارد هرگز حركت قهقرائى بسوى دنيا نخواهد نمود زيرا هرگز متحرك بجوهر ذات خود حركتى كه سبب بطلان خود شود نخواهد داشت بلكه اساس حركت كه قوام موجودات بر آن استوار است همانا حركت بسوى كمال آينده است و از نظر اينكه مقام تجرد و استقلال و كمال وجودى كه براى روح