درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨٠ - رابطه ذاتى روح با بدن
و جاذبه ذاتى كه روح نسبت باعضاء و يا خاك بدن خود داشته همان علاقه تحكيم شده باذن آفريدگار اجزاء بدن و يا خاك بدن اهل ايمان كامل از اقطار جهان گرد آمده در حيطه تدبير روح قرار خواهد گرفت پس از اينكه خاك هر ذره بهيئت همان عضو سابق درآيد.
و اما قول باينكه آخر استكمال بدن آغاز و مبدء تعلق نفس است به بدن قول مسامحه است بلكه هنگام تحكيم رابطه تعلق روح باعضاء و جوارح خود مىباشد زيرا هيچ گاه علاقه ذاتى روح با اعضاء و جوارح و هم چنين با خاك و ذرات بدن خود قطع نشده است بلكه پيوسته رابطه تدبير و علاقه ذاتى و سير وجودى محفوظ است.
بالاخره روح به تنهائى سير و حركتى نخواهد داشت جز اينكه در پيرو خود اعضاء و يا خاك بدن خود را نيز بسوى كمال جذب نمايد در اثر رابطه ذاتى و ناگسستنى كه ميان روح و بدن و يا خاك بدن خود مىباشد و هر دو بمنزله فرسى رهان هستند هرگز در اثر تعلق ذاتى ميان آن دو در حركت و سير نيز انفكاك پذير از يك ديگر نخواهند بود.
آنچه از آيات كريمه مربوط بچگونگى زندگى اهل ايمان استفاده مىشود آنست كه هر لحظه بخواهند بدون توسل باسباب در هر نقطه حضور خواهند يافت هم چنان كه آصف بن برخيا وزير سليمان عليهما السلام در كمترين لحظهاى تخت سلطنت پادشاه كشور سبا را از آن سرزمين بنام صنعا بدربار سليمان (ع) آورد اهل ايمان نيز چنين نيرواى را باراده خود كه ظهورى از اراده قاهره است بكار ميبرند ممكن است از نظر اينكه افاضه وجود بطور تجدد امثال و بمثابه تابش نور است دومين لحظه عرش بلقيس در دربار سليمان (ع) بوجود آمده است.
روح اهل ايمان نسبت ببدن در عالم قيامت و بهشت بطور ايجاب و تدبير است و بدن نيز نسبت بروح بطور اعداد و استعداد و آمادگى براى انجام فرمان روح است ولى از نظر اينكه نظام آخرت براى اهل ايمان ساكنان قرب رحمت بطور انقياد است