درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧٨ - رابطه ذاتى روح با بدن
لا محاله در روان فاعل ثبوتى بطور ناقص و قوه داشته و از طريق اراده و اختيار حركت جوارحى در خارج سيرت خود را ارائه داده و تحقق بخشيده و از نظر اتحاد وجودى كه روح با بدن و اعضاء خود دارد عمل اختيارى نيز حركت ذاتى و ارادى يعنى كمال روح و رشد اعضاء نيز خواهد بود.
و مفاد قول مرحوم آية اللَّه شبسترى (ان البدن يتحرك الى حيث الزوج و هو متميز عن ساير الابدان) بيان آنست كه در اثر جاذبه روح كه در دوران عالم برزخ كه خاك بدن خود را بسوى مقصدى كه خود داشته جذب مىنمود بنهايت سير و تكامل رسيده در آستانه قيامت خاك بدن اهل ايمان صلاحيت و صفاء يافته و نورانيت كسب نموده روح از اقطار جهان آنها را جذب مىنمايد و نهايت استكمال بدن بآنست كه منشأ تعلق روح ببدن گردد و بالاخره همان علاقه تدبير معنوى كه روح با بدن و خاك آن دارد همان علاقه پى در پى استكمال يافته يعنى بدن و خاك آن نيز صفاء يافته و از سهم حيات و شعور و ادراك معنوى بهره بيشترى خواهد يافت.
توضيح آنست كه پس از قطع رابطه روح از بدن دو سنخ تحول عارض اعضاء و جوارح اهل ايمان مىشود يكى همان تحولات جسمانى كه بصورت خاك و نبات و رستنى در آيد اين تحول مطرح نيست و بالاخره اين گونه تحول نيز از ضعف روح اهل ايمان است و در باره اهل ايمان كامل و شهداء ابدان طاهره آنان در اثر قدس روح از تحولات جوى و طبيعى و درونى خاك ايمن خواهد بود و با گذشت سالهاى متمادى چه بسيار كه هيچ گونه تغييرى در صورت و هيئت جسد طاهر آنان رخ نداده باشد.
ولى ابدان اهل ايمان عادى كه محكوم تحولات طبيعى و جوى هستند بصورت خاك و نباتات خواهند در آمد اين تحول مطرح نيست بلكه علاقه خاصى كه روح با بدن خود دارد از نظر كمالات و فضايل ذاتى كه بوسيله حركات جوارحى كسب نموده است و اين رابطه معنوى و شعار عبوديت و صفاء ذاتى مرموز كه در پرتو روح بدن كسب نموده است همين رابطه ذاتى كه شعار عبوديت است روح در عالم برزخ در اثر سير و تكامل خود بدن خود را نيز بسوى كمال و صفاء و نورانيت مىكشاند