درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٢ - الحديث الثانى
است جز لفظ و معنا مرحله ديگرى نخواهد داشت از اين جهت علم آنها اختصاص برسول ندارد و هر كه كتاب آسمانى را مراجعه نمايد مىفهمد از اين جهت اسرارى ندارد كه اختصاص برسول داشته باشد ولى قرآن كريم زياده بر الفاظ و معانى اسرار و بطون بسيار و زياده بر تصور دارد كه مراحلى از آن قابل درك است براى دانشجويان ولى مراحل بسيارى از آن قابل فهم و درك نخواهد بود و اختصاص بوصى رسول دارد گذشته از اينكه آيات قرآنى حقيقت علم و صورت روانى و شئون روح رسول صلّى اللَّه عليه و آله است و الفاظ آيات كريمه ظهورى از آنست.
٦- نفس روح تا هنگام كه با بدن عنصرى تعلق دارد و سرگرم تدبير است همه افعال اختيارى او در محور حركت و تحول و تبدل دور ميزند و از خلق و افاضه و ايجاد بهره نخواهد داشت و در صورتى ممكن است از او فيوضاتى بظهور برسد فقط در صورتى است كه از بدن تعلق آن قطع شده و در وجود استقلال يافته و از اين جهان بكلى تجرد يافته و در سلك فرشتگان درآمده باشد آنگاه افعال او افاضه و وساطت در ايجاد خواهد بود هم چنان كه در عالم برزخ چنين است.
هم چنين تعليم دو نوع است تعليم بشرى و ديگر تعليم الهى و ربوبى و نسبت تعلم بشرى نسبت بمتعلم اعداد و اخطار است مانند والد نسبت بفرزند و هرگز در افاضه و ايجاد وساطت ندارد هم چنين معلم بشرى وسيله قبول و استعداد متعلم است با امكاناتى براى حيات ابدى ولى تعليمات رسول (ص) نسبت بوصى على (ع) تعليم است كه سيرت آن تعليم ربوبى و افاضه بطور حتم بروح قدس ولايت و وصايت است زيرا روح مقدس رسول (ص) و صلاحيت و شايستگى روح وصى آنچه را كه رسول (ص) از تعليمات غيبى تلقى نموده بازگو نموده و در قلب و روح قدس وصى خود ايجاد مىنمايد همان مولود فيض الهى است و معلم بشرى فقط ميتواند از طريق اعداد متعلم را آماده نمايد و خود متعلم بطور ايجاد و خلق مطلب علمى را در روان خود ايجاد نمايد از نظر اينكه متعلم نسبت بخاطرات خود از تصور و تصديق و ساير صفات