درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٣ - الحديث السادس
در آن باره تصرف نموده احاطه بيابد.
و علم و احاطه ساحت ربوبى بر امور جزئيه خارجى مقدم بر آنست زيرا هر امر و موجود خارجى از هر مقوله باشد نياز بفيض وجود دارد مثلا سخن براى تحقق آن نياز بافاضه وجود دارد كه بوجود بيايد و افاضه وجود و هستى اختصاص بساحت كبريائى دارد و هم چنان كه افاضه وجود به سخن باينكه انسان بتواند سخن و نوسان هوا را ايجاد نمايد فيض وجود آن را فرا گرفته و همان فيض وجود و علم و احاطه ساحت كبريائى بر امر جزئى و سخن امر خارجى است.
خلاصه علم و احاطه ساحت كبريائى بر امور جزئيه و حوادث اساس تحقق حوادث و امور خارجى است و امور جزئيه و حوادث خارجى ظهورى نازل از علم و احاطه ساحت كبريائى خواهد بود.
و گفته شده كه علم بذات و صفات كبريائى عين ذات هم چنين علم باشياء و حوادث از امور جزئيه و كليه از شئون علم و احاطه و از مظاهر ربوبيت ساحت كبريائى مىباشد.
مفاد جمله روايت آنست كه سائل ميگويد هر چه در وهم درآيد مخلوق خواهد بود.
قال ابو عبد اللَّه عليه السلام اگر چنين باشد كه ميگوئى توحيد و خداشناسى از ما ساقط خواهد بود زيرا ما تكليف نداريم جز بآن خدائى كه در وهم خود او را خيال مينمائيم ولى هر چه بوسيله حواس در وهم و خيال در آيد و درك گردد و حواس انسانى براى آن مثالى آورد مخلوق خواهد بود زيرا نفى مطلق بمعناى ابطال و عدم است و اين بهرهاى از وجود مثالى دارد.