درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٢٤ - الحديث السابع
در نتيجه ساحت كبريائى ولايتى براى امير مؤمنان على (ع) تشريع و اعلام فرموده تالى تلو رسول (ص) مبنى بر اينكه قيام بدعوت بحق او را پس از رحلت رسول (ص) انجام داده و بآن ادامه دهد و هم چنين قول رسول (ص) هنگام حركت بسوى جنگ تبوك كه فرمود بعلى
انت منى بمنزلة هرون من موسى الا انه لا نبى بعدى
بر اين اساس براى على بن ابى طالب (ع) منصب وزارت و بهر وظيفهاى كه بعهده رسول (ص) بوده بايد بانجام آن قيام نمايد و باستناد دلائل نامبرده و سائر دلايل صريح ديگر وجوب طاعت امير مؤمنان (ع) همانا طاعت از رسول (ص) معرفى شده است.
هم چنين اطاعت ساير اوصياء طاهرين عليهم السلام در اثر روايات بسيار مبنى بر اينكه همه نور واحد هستند و علوم آنان بواسطه تعليمات رسول (ص) است و بالاخره معلومات آنان تعليمات ربوبى و لدنى و آموخته از رسول (ص) مىباشد از نظر اينكه ايمان باركان توحيد حقيقت و روح انسان است و ايمان دو سنخ است يكى ايمان اكتسابى تزلزل پذير از نظر اينكه در آن شائبه جهل و آميخته بشرك است و ديگر ايمان موهوبى و ذاتى كه با تعليمات ربوبى ارتباط دارد و لازم آن ولايت و قيام بدعوت بتوحيد و بحق خواهد بود.
و لازم ديگر اينكه كسى كه ايمان او اكتسابى است هرگز با رسول (ص) و وظيفه رسالت و دعوت او بحق و بتوحيد شركت نخواهد داشت.
از اين بيان استفاده شد كه عطف جمله (وَ الَّذِينَ آمَنُوا) صريح است در اينكه ايمان او موهوبى و ذاتى بايد باشد كه صلاحيت شركت با وظيفه رسول (ص) را داشته باشد زيرا عنوان رسالت همانا دعوت بايمان و باصول توحيد است و داعى بحق بايد ايمان او موهوبى باشد و از بشر كسب ننموده باشد باين قرينه لفظى بر مراد از جمله (و الذين آمنوا) ايمان ذاتى موهوبى خواهد بود كه بتواند وظيفه دعوت بحق را انجام دهد.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)