درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣١٨ - الحديث السابع
را در باره تفسير آيات قرآنى رفع مىنمود همين وظايف را اولى الامر كه افراد خاص و مشخص هستند و از جانب حق تعالى تعيين و بوسيله رسول صلّى اللَّه عليه و آله بعموم مردم اعلام شده بايد انجام دهند و بالاخره وظايف رسول صلّى اللَّه عليه و آله از لحاظ دعوت بحق و نظارت بر مكتب و قرآن كريم بايد در جهان بشريت ادامه بيابد و جز بوسيله افراد مشخص اولى الامر تحقق نخواهد پذيرفت.
در باره امور اعتبارى مانند توليت اوقاف و يا نصب حكام و صاحبان مناصب ميتوان بعنوان كلى واگذار نمود مثلا كلى فرزندان خود را نسلا بعد نسل متولى موقوفهاى قرار دهد با اينكه هنوز بوجود نيامدهاند تا چه رسد باينكه مشخص باشند از نظر اينكه امر اعتبارى است مانعى ندارد ولى در امور حقيقى و مناصب الهى مانند نبوت و امامت و رسالت كه در همه عوالم آثارى درخشان دارد جز با تشخيص و مشخص بودن آن شخص و صلاحيت او هرگز قابل تشريع نيست ولايت يا رسالت و يا نبوت براى اشخاص مجهول صحيح نيست و مفهوم ندارد اين گروه گمان نمودهاند كه تشريع حكم براى اولى الامر از جانب پروردگار بر جامعه بشر در ازمنه و اعصار با اينكه مجهول و عنوان كلى قابل انطباق بر بسيارى از افراد صحيح است نه چنين است تشريع اين چنين حكمى در باره افراد مجهول الهويه لغو و بيهوده خواهد بود و بر حسب آيه لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ سلب صلاحيت از اين گروه شده است بديهى است ولايتى را كه حق تعالى براى عنوان كلى اولى الامر مقرر نموده همان ولايت كلى بطور اطلاق و بلا شرط رسول صلّى اللَّه عليه و آله است و اين چنين ولايت جز در باره رجال الهى كه با تعليمات ربوبى رابطه دارند ميسر نخواهد بود.
و نميتوان ولايت اولى الامر را ولايت اعتبارى تصور نمود زيرا اعتبار از امور عقلائى و فرضى است باينكه براى نظام امور و رابطه مردم با امور خارجى آنها را براساس اعتبار استوار نموده و اين چنين امر از ساحت كبريائى امكان ناپذير است و قائلين باينكه ولايت كه براى كلى اولى الامر مقرر شده همان سنخ ولايت عامه