درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٠ - الحديث السادس
شرح بيان آنست كه چنانچه در مقام تنزيه ساحت كبريائى از مثل و شبيه باينكه ذات او شىء است كه نعت او و الفاظ آنها خارج از ذات است و معانى و مفاهيم آنها امور ذهنى است مانند معبود و ربّ و خالق كه در جمله گفته مىشود (انه سميع) يعنى او شىء است سامع و شنوا و در اين جمله از روايت كه امام فرمود (و لكن ارجع الى معنى و شىء خالق الاشياء و صانعها).
و اشاره بمعناى ذهنى است كه او خالق و صانع موجودات امكانى است و مراد از كلمه شىء لفظ ابهام اشاره به ذات كبريائى است.
سائل از اين پاسخ سؤال مىنمايد بر اين تقدير امر موهوم خالق و صانع عالم خواهد بود و هر چه را اراده نمائيم از لفظ شىء امر موهوم است و لازم اين بيان آنست كه شىء و امر موهوم خالق و صانع خواهد بود.
پاسخ آنست كه
(لو كان ذلك كما تقول لكان التوحيد عنّا مرتفعا لانا لم نكلف غير موهوم).
پاسخ امام مبنى بر جواب نقضى است چنانچه مراد از شىء امر موهوم باشد صحيح است ولى مراد از جمله آنست كه آنچه تصور مىنمائيم بلفظ مبهم اشاره بآفريدگارى است كه خالق و صانع عالم است و بوسيله كلمه شىء اشاره بذات كبريائى مىنمايم نه آنست كه مراد امر موهوم و موجود موهوم خالق و صانع است و چنانچه اين گونه