درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٨٢ - الحديث الثالث عشر
قوله (ع) وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ:
اهل ايمان كه در اثر پيروى از مكتب امام داراى حيات روانى شده و از نور معنوى او نيز استضائه مىنمايد و بر طبق برنامه وظايف عملى خود را انجام ميدهد در عالم ديگر نيز در پرتو امام و پيشواى خود از حيات روانى و شهود باطنى بهرهمند بوده و از نعمتهاى مثالى در برزخ مسرور خواهد بود.
و آيه وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ ناظر اين معنا است و نيروى سائق عبارت از قوه عملى و محرك است و شهيد قوه عمل و ادراكى و تعقل است و قوام هر فردى باين دو قوه غيبى و داراى درجات از نقص و كمال و شرف و خست و دنائت و علو خواهد بود و اين نيروى شهودى و حركت و عمل دو نيروى غيبى است كه اهل ايمان را بسوى اعمال خير و فضيلت و سعادت سوق ميدهد و در باره اهل ضلالت بصورت شهوت و هوى ظهور مىنمايد و بگمرهى و باعمال ناسزا و تيرهبختى ترغيب مىنمايد و بهلاكت ميفكند و از نيرنگ شيطانى سرچشمه مىگيرد.
بديهى است نيروى شهود و عمل حيات حقيقى و روانى است كه باهل ايمان موهبت دميده مىشود و دو نيروى غيبى در مورد اهل ايمان يكى شاهد و ديگرى سائق بمنزله دو نيروى غيبى فرشته هستند كه انسان را به خير و صلاح و اعمال نيك ترغيب و زندگى انسان را گوارا نموده و بقرب ساحت كبريائى سوق ميدهد.
و نيروى شاهد و سائق قوام روح اهل ايمان و مقوم انسانيت و غير مباين با ذات انسانى است.
و منصب شهادت امام (ع) در باره پيروان مكتب خود نيروى شهود است كه بر عقيده و عمل اهل ايمان احاطه شهودى دارد و از نظر اينكه از فيوضات او است هر رسول و امامى شاهد بر قوم خود و بر پيروان مكتب خود مىباشد و اطلاق شاهد بلحاظ آنست كه بمنزله شهود و ادراك پيروان مكتب خود مىباشد.
زيرا تابع و پيرو امام از خود فاقد علم و شهود است بلكه در اثر احاطه و شهود