درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٨ - الحديث السادس
و امام در روايت ميفرمايد
(هو الربّ و هو المعبود و هو الاله)
اشاره باينكه از مردم كه مورد مشاهده است استفاده مىنمائيم كه خالق و آفريدگار يكتا و بىهمتا آنها را آفريده است و نظام جهان را منتظم نموده و از درخواست مردم نيازهاى خود را مىفهميم كه آفريدگارى است كه احتياجات آنان را دسترس آنان ميگذارد.
قوله (ع): و ليس قولى اللَّه اثبات هذه الحروف الف و لام و هاء و لا راء لا باء و لكن ارجع الى معنى و شىء خالق الاشياء و صانعها:
بيان آنست كه در گفتار و سخنان گفته مىشود لفظ جلاله اللَّه آن نيست كه ساحت كبريائى اين حروف الف و لام و هاء مىباشد و ايجاد اين حروف با معنى نخواهد بود بلكه مفاد آنست كه معنا و مراد از كلمه اللَّه ذات كبريائى است كه او خالق و صانع و آفريدگار موجودات امكانى است و مراد از كلمه اللَّه لفظ و حروف نيست بلكه معنا و مقصود ساحت كبريائى است بهمين قياس صفت رحمان و رحيم و عزيز همان معبود و ساحت قدس كبريائى خواهد بود.
هم چنان كه گفته مىشود هذا زيد يعنى نام اين شخص زيد است و معنا آن نيست كه زيد عبارت از حروف زا و يا و دال مىباشد بلكه مراد از لفظ زيد شخص خارجى است.