درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦٨ - الحديث التاسع
تعليم و تربيت بشر حق تعالى مقام وصايت اوصياء را بعموم مردم معرفى و اعلام نموده و جزء اصول توحيد مقرر داشته است و براى تأمين اين منظور هر يك از اوصياء را باب و صراط و سبيل و وجه اللَّه خوانده و معرفى نموده است.
و نيز از نظر اينكه عموم بشر بايد از تعليمات دينى و معارف الهى استفاده نمايند و بدون تعليمات آنان هرگز نميتوان بوظايف دينى قيام نمود و نيز از نظر اينكه تصديق مقام وصايت هر يك از اوصياء مانند سمت و رسالت رسول صلّى اللَّه عليه و آله جزء اصلى توحيد مقرر شده است بدين دو جهت هر يك از اوصياء را باب و صراط و وجه اللَّه معرفى نموده و خوانده است و از نظر اينكه مقامات علمى و اخلاقى اوصياء را بايد تصديق نموده و از آنان تبعيت و پيروى نمايند.
هم چنان كه تصريح بوجه اللَّه نموده مبنى بر اينكه هرگز بدون وساطت تعليمات آنان و نيز تصديق بمقام وصايت آنان از رسول صلّى اللَّه عليه و آله نميتوان بساحت كبريائى توجه نمود و باداء وظايف قيام نمود و بالاخره ركن ايمان تصديق بوصايت اوصياء و نيز تعليم و آموزش از تعليمات آنان خواهد بود.
و شهادت اوصياء عليهم السلام نسبت بعقايد عموم بشر و اعمال صالح و طالح آنان و ملكاتى كه كسب نموده و استحقاق نعمت و عقوبت كه بدست آوردهاند ظهورى نازل از علم و شهود ساحت كبريائى در عالم قيامت خواهد بود.
فلا تدخل الجنة الا من عرفنا و عرفناه:
از جمله آثار مقام اهل اعراف كه حائز مقام شهادت هستند و عقايد و اعمال صالح و طالح مردم و ملكات و آنچه ذات و ذاتيات هر يك از افراد بشر كسب نمودهاند همه مورد شهود و شهادت به پيشگاه ساحت كبريائى قرار مىگيرد از جمله نشانه اهل ايمان و تقوى اينست كه هر فردى بايد اوصياء رسول صلّى اللَّه عليه و آله را بشناسد و از تعليمات آنان پيروى نموده باشد بالاخره حائز معرفت اعتقادى و انقياد و آموزش عملى باشد در اين صورت اوصياء از نظر احاطه و شهادت كه در باره ايمان و تقوى