درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٥ - الحديث الثالث
وسايل ارتقاء و تعالى بشريت و قيام باداء شكر و سپاس از نعمت آفرينش و ساير نعمتها قبول دين اسلام و پيروى از مكتب قرآن و برنامه آنست و رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله كه آيات قرآنى بر او نازل شد و خطاب باو است و شخص او بايد آغاز آيات قرآنى را كه بر او نازل شده دسترس عموم گذارد و آيات قرآنى مبنى بر اعجاز و زياده بر افق افكار بشرى است.
از اين رو محتاج به تفسير و تأويل آيات است كه بعهده رسول صلّى اللَّه عليه و آله نهاده شده و بالاخره بر قرآن كريم نظارت داشته باشد و اين رابطه هرگز گسيخته نخواهد شد يعنى در زمان پس از پايان تبليغ رسول صلّى اللَّه عليه و آله و رحلت او در هر عصر و زمان محتاج بهادى و رهبرى است كه جامعه مسلمانان را بحقايق قرآنى رهبرى نمايد و از تعليمات غيبى و الهامات الهى بهرهمند باشد و چون اين امر نيز از امور خارق عادت است بايد از مقام كبريائى و توسط رسول صلّى اللَّه عليه و آله افرادى كه صلاحيت نظارت و قيمومت بر آيات قرآنى را دارند تعيين و تشخيص شود.
و بر حسب آيات كريمه و روايات متواتره و مستفيضه اوصياء رسول عليه و عليهم السلام هر يك تعيين و مشخص هستند و وظايف عملى آنان نيز وساطت در تبليغ احكام و شهادت بر عقايد و اعمال مردم است و اين امر هرگز از غير معصوم كه علم او اكتسابى است ميسر نخواهد بود بلكه امام و قيم بر قرآن كريم بايد قلب او نورانى ذاتى و هدايت يافته از ساحت كبريائى باشد نه هدايت عاريتى از خلق و از طريق تعليم و آموزش كه جاهل و بىبصيرت بحقايق احكام و بمصالح دينى است.
از اين روى بقاء و دوام رسالت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و مكتب عالى قرآن بآنست كه تصديق نمايد بدوام و ابديت رسالت رسول و نيز وابسته بايمان باوصياء او است كه در جهان پيوسته سمت نظارت و قيوميت بر مكتب قرآن بعهده دارند و انكار وصايت اوصياء لازم آن انكار ابديت رسالت رسول صلّى اللَّه عليه و آله خواهد بود و هم چنين انكار فردى از اوصياء كه بدليل قاطع معرفى شده و مشخص است نيز مستلزم انكار دوام رسالت و وصايت اوصياء مىباشد زيرا حقيقت ايمان باصول اسلام و برسالت رسول صادع