درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٢٩ - الحديث الثانى
و چه بسا رسول فرشته مامور را مشاهده نمايد با قلب طاهر خود بطور حس باطنى و سخنان فرشته را بشنود از جهت اينكه رؤيت حسى باطنى و در اثر اينكه رسول است.
و مراد از جمله
الامام هو الذى يسمع الكلام و لا ترى
الشخص آنست كه امام توسط روح قدس كلام صادر از ساحت كبريائى و يا از جبرئيل را در حال بيدارى با قلب خود بشنود ولى نه بصورت الفاظ و كلمات و نيز واسطه فرشته مامور را نخواهد معاينه كرد و فرشته براى امام هرگز متمثل نخواهد شد نه در حال بيدارى و نه در حال خواب.
رسول مثل ابراهيم عليه السلام از نظر قدرت و قدس روح او جبرئيل امين بحضور او متمثل مىشود كه صورت عقلى است و باو افاضه مىنمايد صورت حسى باطنى را ابراهيم با قلب خود مىشنود و مشاهده مىنمايد فرشته متكلم را با نيروى سمع و بصر عقلى خود در نتيجه كلام القاء شده كلام كبريائى است و متكلم نيز فرشته مقرب جبرئيل است كه واسط ميان ساحت كبريائى و رسول بشرى ابراهيم است پس فرشته رسول ساحت كبريائى است كبريائى بسوى رسول بشرى ابراهيم عليه السلام است كه او رسول از جانب آفريدگار سوى خلق است از نظر اينكه قلب معنوى افراد كامل انسان داراى دو وجه است وجه بسوى عالم غيب است كه طريقه و وسيله نزول وحى و الهام است وجه ديگر بسوى حس و عالم شهادت و طبع است وجه كه جانب عالم شهادت است از ابواب حسى نيست جز صورت متخيله از نظر اينكه عالم شهادت است.
و مراد از تكليم كلام است سرى و عقلى.
هم چنين تحديث مراد حديث روحانى است زيرا متكلم و گوينده جبرئيل امين جوهر و موجود قدس و روح القدس است چنانچه تنزل نمايد بحضور رسول بصورت تمثل و بصورت مناسب بشرى خود را ارائه ميدهد در صورتى كه انقلاب