درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠٠ - الحديث الثانى
شرح راوى زيد شحام گويد شنيدم از امام صادق عليه السلام ميفرمود حق تعالى ابراهيم را بنده و عبد خود پذيرفت پيش از اينكه او را منصب نبوت دهد و او را با سروشهاى غيبى آشنا سازد و سپس او را به پيامبرى پذيرفت و معرفى نمود و با الهامات و تعليمات غيبى آشنا ساخت قبل از اينكه او را بسوى جامعه بشر اعزام فرمايد و او را بمنصب رسالت بعموم مردم معرفى فرمايد.
از نظر اينكه حق تعالى در كمون بعض افراد بشر نيروى نهفتهاى نهاده است كه در اثر سير و سلوك بدرجات زياده بر تصور ميتوانند نائل شوند و به پيمايند بر اين اساس در اين سير و سفر بسوى معنويات و سير استكمالى و تشبه صفاتى بساحت كبريائى بايد از منزل نازل و دانى شروع به حركت و سير نمايد و سپس از سعى و مشقتها بمنزل بالاتر نائل شود و در همه كمالات اين چنين است و در مورد تقرب بساحت كبريائى آغاز يابد جنبه عبوديت و اطاعت و انقياد را شعار خود نمايد.
و هم چنين تقوى و خويشتندارى از گناهان را نيز نشانه خود قرار دهد و پس از پيمودن مقام عبوديت و ايمان و خلوص بمقام نبوت نائل گردد باينكه از نظر صفاء و نورانيت با الهامات غيبى آشنا شده و از تعليمات ربوبى بهره بسزائى داشته باشد آنگاه از زمره اولياء حق تعالى خواهد شد و پس از نيل بمنصب ولايت و نبوت و استفاده از الهامات غيبى در اثر سعى و كوشش زياده بر تصور بمقام رسالت نائل