درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٨٠ - الحديث الخامس
راوى ابا جعفر احول گويد من بمكه رفتم و سخنان زيد را بامام صادق (ع) نقل نمودم و آنچه من در پاسخ و جواب باو گفته بودم بحضورش عرض نمودم امام (ع) بمن فرمود همه راه را بروى او بسته از جلو و عقب و راست و چپ و بالاى و پائين و براى او راهى باقى نگذاردى كه از آن بدر رود.
ظاهر از روايت ابا جعفر احول آنست كه جمله
(و لم تشفق على من حر النار اذا اخبرك بالدين و لم يخبرنى به).
ظاهر خبر قتل و صلب زيد است كه امام على بن الحسين عليهما السلام بزيد خبر قتل و صلب او را نفرموده بود ولى بابا جعفر احول خبر داده است.
هم چنان كه در جمله از گفتار احول فكذا
(ابوك كتمك لانه خاف عليك قال فقال اما و اللَّه لئن قلت ذلك لقد حدثنى صاحبك بالمدينة انى اقبل و اصلب بالكناسة و ان عنده لصحيفة فيها قتلى و صلبى)
. ظاهر از گفتار زيد بن على عليه السلام آنست كه مورد كتمان خبر على بن الحسين (ع) بزيد امر و حادثه قتل و صلب او است كه خبر داده باشد و ضمنا امام (ع) زيد را نهى فرموده باشد از قيام و خروج هم چنان كه زيد در اثر گفتار احول فرمود و سوگند ياد نمود كه صاحب او در مدينه يعنى امام صادق (ع) بمن يعنى بزيد خبر داده و اعلام فرمود كه زيد بقتل خواهد رسيد و بدار آويخته خواهد شد.
خلاصه آنچه مورد كتمان امام سجاد (ع) بوده امر و حادثه قتل و صلب زيد است نه امر وصايت و ولايت امام محمد باقر و امام صادق عليهما السلام باشد زيرا پنهان نمودن مقام ولايت امام باقر و امام صادق عليهما السلام از فرزند خود مانند زيد باعتماد اينكه مبادا زيد نپذيرد و موجب ضلالت او گردد از جهاتى بطور حتم صحيح نيست.
ظاهر آنست كه زيد بن على (ع) بر حسب روايت از امام صادق (ع) شنيده بود جريان كشته شدن و صلب خود را در كناسه كوفه و اينكه در صحيفهاى ضبط و ثبت است و هم چنين ميدانست كه امام باقر و امام صادق عليهما السلام براساس صدق است