درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٧٥ - الحديث الرابع
قبول ايمان است و اسلام فقط براى نفوذ وراثت و صحت ازدواج و نكاح و داد و ستد تأثير دارد.
شامى گفت من الان بطور يقين شهادت ميدهم بتوحيد و وحدانيت ساحت آفريدگار و اينكه محمد رسول صادع اسلام صلّى اللَّه عليه و آله برسالت هميشگى او از جانب آفريدگار برگزيده است و اينكه تو امام و وصى اوصياء رسول صلّى اللَّه عليه و آله و مفترض الطاعة هستى.
قوله (ع): ثم التفت ابو عبد اللَّه (ع) الى حمران فقال تجرى الكلام على الاثر فتصيب و التفت الى هشام بن سالم فقال تريد الاثر و لا تعرفه ثم التفت الى الاحول فقال قياس رد الخ يكسر باطلا بباطل الا ان باطلك اظهر ثم التفت الى قيس الماصر تكلم و أخرت ما يكون من الخبر عن رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله ابعد ما يكون منه تمزج الحق مع الباطل و قليل الحق يكفى عن كثير الباطل انت و الاحول قفازان حاذقان.
پس از پايان بحث و مناظره هر يك از ملازمان بحث امام (ع) با شامى امام توجه به حمران نموده فرمود بحث تو بر وفق حديث و واقع است و بفرض نيز رضايت نمودى و به هشام بن سالم فرمود تو ميخواستى استدلال بخير بنمائى ولى بطور صحيح نبود و در باره بحث احول فرمود تو در بحث خود بدليل خيرى و برهان منطقى استناد مينمائى و سخن باطل را باستناد امر باطلى درهم آميخته آن را بصورت حق ارائه ميدهى ولى دليل باطل تو بطلان مطلب خصم را آشكار مىنمايد و به قيس ماصر فرمود تو سخن را آنچنان اداء مىنمائى كه باستناد دليل كه از رسول (ص) رسيده مطلب را دورتر مينمايد و مطلب باطل را با مطلب صحيح درهم آميخته بصورت حق و صحيح در مىآورى و سخنانى اندك و صحيح بهتر و مؤثرتر از سخنان باطل و بىپايه است.