درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٧٢ - الحديث الرابع
به قلب و دل و زبان و دست ما را يارى مىنمايد.
سپس امام (ع) بحمران بن اعين توجه فرمود با اين مرد شامى بحث و گفتگو بنما و حمران در نتيجه بحث و مناظره بر شامى غلبه نمود.
آنگاه امام رو باحول نموده فرمود اى طاقى و غرض مؤمن احول بود تو نيز با شامى بحث و مناظره بنما احول نيز به بحث و گفتگو پرداخت او نيز بر شامى غلبه نمود.
آنگاه امام عليه السلام به هشام بن سالم توجه نموده فرمود تو نيز با مرد شامى بحث و گفتگو بنما و در طى بحث هر دو ساكت شدند در حالى كه عرق بر رخسار آنان ظاهر بود.
آنگاه امام (ع) رو به قيس ماصر نموده فرمود تو نيز با شخص شامى گفتگو و بحث بنما و چون در طى بحث و مناظره شاگردان امام شخص شامى مغلوب و از پاسخ اظهار عجز مىنمود امام (ع) از مشاهده مناظره آنها مسرور بوده تبسم مىنمود.
آنگاه امام عليه السلام رو به شامى نموده فرمود با اين جوان نيرومند هشام بحث و گفتگو بنما شامى پذيرفت گفت اى هشام در باره وصايت و امامت اين شخص با من صحبت بنما هشام با حالت خشم به شامى گفت اين چه سخنى است اى شامى آيا آفريدگار صلاح بشر را بهتر مىداند يا مردم مصالح خود را بهتر درك مينمايند.
شامى پاسخ گفت آفريدگار فقط مصالح مردم را ميداند و عالم است هشام گفت آفريدگار براى حفظ مصالح مردم چه مقرر فرموده است.
شامى گفت براى تأمين مصالح عموم حجت و دليل مقرر فرموده و ارشاد بحقايق نموده كه متفرق و پراكنده نشوند و اختلاف در ميان آنان حكومت نكند و آنها را متحد نموده و قلوب و دلهاى آنان را با يك ديگر تأليف و ربط داده و نواقص و انحراف آنان را رفع نموده و وظايف دينى و خلقى آنان بهر يك اعلام فرموده است