درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٦٩ - الحديث الرابع
قوله فالتفت ابو عبد اللَّه (ع) الى فقال يا يونس بن يعقوب هذا قد خصم نفسه قبل ان يتكلم
امام عليه السلام متوجه راوى شده فرمود اين شخص شامى با دعوى كه خود دارد باقرار و سخنان خود را محكوم نمود قبل از اينكه وارد بحث شود و بناء كلام بر جدال و زياده بر دفاع از دعوى خصم مذموم است زيرا كلام وسيله كسب علم بحقايق اشياء مانند حكمت الهى نخواهد بود بلكه غرض از جدال دفع نظر فاسد اهل باطل و شكست صولت منكران است با توجه به اينكه جدال و ممارات از جمله عادات نكوهيده است و ناشى از امراض قلبى مزمن است كه هرگز نميتوان از مخاطرات آن در حذر بود بلكه سبب بيمارى قلبى و روان كسانى است كه زياده مناظره نمايند.
و غرض شامى از بحث و مناظره جدال و غلبه در بحث بر خصم خود ميباشد بر اين اساس بايد با او از طريق مقدمات جدلى بحث و گفتگو نمود هم چنان كه از سؤال امام عليه السلام استفاده شد كه از كلام خود او است كه مبنى بر دعوت شركت با رسول صلّى اللَّه عليه و آله است و يا از الهامات غيبى استفاده نموده است در صورتى كه شخص شامى ميتوانست بگويد كه اصول مطالب مأخوذ از علوم دينى و از رسول صلّى اللَّه عليه و آله است و بانضمام استنباطات خود كه در نتيجه فكر بدست آوردهام و اين مستلزم شركت در نبوت و يا در اثر الهامات غيبى نخواهد بود.
و هم چنين نتيجه آن لزوم طاعت نظر من نخواهد بود ولى از نظر اينكه غرض شامى جدال و مناظره و اظهار غلبه بر خصم است گرچه بر غير اساس صحيح باشد در اثر اعتراض امام (ع) بحال بهت فرو رفت و در نتيجه خود را محكوم نمود هم چنان كه در ضمن احتجاج ابراهيم خليل (ع) با نمرود پادشاه كلده باينكه آفريدگار جهان خورشيد را از سوى شرق بطرف مغرب سوق ميدهد و تو براى اثبات دعوى الوهيت خود خورشيد را از سوى مغرب بطرف مشرق بياور و نمرود در مقام احتجاج پاسخ دهد كه جريان سير خورشيد از سوى مغرب بطرف مشرق سبب اختلال نظم