درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٦٨ - الحديث الرابع
شرح راوى يونس بن يعقوب گويد حضور امام صادق عليه السلام بودم ناگهان شخصى از اهل شام وارد بر امام عليه السلام شد عرض نمود من شخصى هستم كه در علم كلام و معرفت مبدء و معاد و ساير معارف الهى و هم چنين در احكام اسلامى و وظايف دينى بصيرت و آگهى دارم بحضور آمدهام كه با شاگردان و حاضران بحث در درس شما بگفتگو بپردازم.
امام صادق عليه السلام بشخص شامى فرمود معلومات و معارف و سخنان تو از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله اخذ شده و يا از نظريات و افكار خود تو است پاسخ گفت از تعليمات رسول صلّى اللَّه عليه و آله و نيز از معلومات و افكار خودم است.
امام صادق عليه السّلام فرمود پس در اين صورت علوم تو شريك با رسول صلّى اللَّه عليه و آله خواهد بود در اظهار معلومات خود، عرض كرد نه.
امام فرمود آيا از جانب حق تعالى وحى بتو شده كه مبدء علوم و شركت با رسول صلّى اللَّه عليه و آله هستى؟ عرض نمود نه بلكه از فكريات خود مطالب و معارف و حقايقى را تحصيل نمودهام.
امام عليه السلام از نظر اعتراض به گفتار شامى فرمود در باره معلومات خود آنچه از تعليمات رسول صلّى اللَّه عليه و آله استفاده نمودهاى اطاعت تو مانند تعليمات رسول صلّى اللَّه عليه و آله واجب است. شامى عرض نمود نه.