درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٤٦ - الحديث الاول
نتيجه اين مقدمات آنست كه بر حسب صفت ربوبيت ساحت آفريدگار لازم است كه در هر زمان فرد يا افرادى را از بشر كه از لحاظ علم و كمال از القائات غيبى استفاده نموده و صلاحيت هدايت و رهنمائى عموم بشر را داشته او را بسوى مردم اعزام نمايد و تعليم و تربيت عموم را بعهده او گذارد و وظايف دينى و سپاسگزارى مردم را توسط رسول بمردم تعليم نمايد و سمت رسالت رسول را نيز از طريق معجزه و خارق عادت بمردم اعلام نمايد كه مورد ترديد نباشد زيرا دعوى رسالت از جانب آفريدگار خارق عادت و امر غيبى است هر فردى بايد در اثر معجزه و خارق عادت رسالت رسول را تصديق نمايد و بر فردى رسالت رسول مبهم نباشد و فقط در اين صورت بر مردم حجت تمام مىشود.
بديهى است از جمله وظائف رسول اثبات توحيد و اصول آن براى عموم مردم و اينكه بمعاد و روز قيامت معتقد شوند و نيز مردم را بصفات ذاتى و فعلى آفريدگار آشنا سازد و از جمله عموم مردم را بوظايف عملى دينى راهنمائى نمايد و براى هر يك از افراد مطيع و عاصى در عالم آخرت بتناسب اطاعت و انقياد هر يك از وظايف دينى اجر و پاداش مقرر فرموده و هم چنين براى افراد عاصى و متمرد عقوبت و كيفر مقرر خواهد شد.
قوله عليه السلام: ثبت ان له سفراء في خلقه يعبرون عنه الى خلقه و عباده و يدلونهم على مصالحهم و منافعهم و ما به بقاؤهم و في تركه فنائهم
، بيان آنست كه با اين مقدمات استفاده شد كه آفريدگار در هر زمان براى عموم مردم سفير و رسولى را برگزيند و بسوى آنان اعزام فرمايد كه واسطه باشند و بمنظور اينكه آفريدگار را به مردم تعريف و معرفى نمايند و هم چنين صفات ذاتى و توحيد ذاتى و افعالى او را بعموم مردم بشناساند و نظر باينكه زندگى بشر بر اساس اجتماع و تعاون است. همه گونه احتياجات آنان را بآنان بفهماند و چگونگى رابطه آنان را با يك ديگر بيان نمايد وظايف دينى و اجتماعى كه اساس انتظام زندگى بشر است