درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٦ - الحديث الاول
بعض افراد روح آنان نورانيت و صفاء مىيابد در اثر انقياد و فروتنى كه از خود در باره تعليمات دينى و اخلاقى بكار مىبرد چنانچه در مقام انقياد و آموزش برآيد و طريقه خودخواهى را كنار گذارد طريقى است كه ميتواند راه سعادت را به پيمايد:
زيرا هم چنان كه آفريدگار در كمون هر فردى نيروى سعادت و شقاوت نهاده هم چنين وسايل خارجى و دعوت افراد را نسبت به پيروى از طريقه سعادت نيز دسترس آنان گذارده است و بوسيله تعليمات دينى و پيروى از مكتب توحيد هر لحظه ميتواند بسوى سعادت رهسپار گردد بالاخره نسبت بهمه افراد بشر يكسان وسايل پيمودن طريقه سعادت را فراهم آورده است هر فردى نيز هر لحظه دو نيرو او را جذب مىنمايد نيروى دعوت بسوى خير و سعادت كه روح بشر بر حسب فطرت و سلامت فطرى خود چنانچه دعوت را بپذيرد لا محاله تمايل بسعادت خواهد نمود و نظرى بتمايلات نفسانى خود نخواهد نمود.
و غرض از سعادت ايمان حقيقى اعتقادى و عملى و خلقى است كه حيات حقيقى روح معرفى مىشود از جمله آثار و نتايج آن كسب فضيلت و علم و حكمت كه بر اساس نيروى غيبى است كه هر فرد صالح را رهبرى مىنمايد سعادت در امور دنيوى مانند صحت بدن و جمال و فوز و شهامت و اقرباء و فرزند و وسايل زندگى و ديگر سعادت اخروى است مانند علم بحقايق امور و ايمان باصول توحيد و طاعات و خيرات و اعمال صالحه و بعضى از سعادت دنيوى و امور داخلى است كه از جانب پروردگار و از جمله مواهب الهى است و بعضى از آنها اكتسابى است مانند علم و حكمت كه بمنزله اساس حيات در رشد روح و كمال آنست.
و ظاهر از جمله
(و لا يدعوا احدا الى امركم).
ايمان حقيقى باصول توحيد و بخصوص پيروى از مكتب اوصياء طاهرين است و عبارت از مكتب خصوص جامعه شيعه باشد كه اهل قرآن و پيروان مكتب اوصياء عليهم السلام هستند بديهى است كه مرام آنان غير از ساير فرقههاى اسلامى