درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢ - حديث الثالث
چنانچه گفته شود با اينكه موجودات در صفات با ساحت كبريائى از نظر موجود بودن شركت خواهند داشت بغير از عناوين اعتبارى مانند كلمه شىء بلكه از نظر اينكه موجودات نيز بهرهاى از وجود و هستى دارند لا محاله با ساحت كبريائى بايد شركت داشته باشند در بعض صفات.
پاسخ آنست كه شركت موجودات در طبيعت وجود و بهره هستى غير از شركت در معانى كلى و عناوين جنس و فصل است زيرا وجود امر كلى و مبهم نيست و گر نه لازم مىآيد كه براى تحقق آن در خارج محتاج بوجود تعين باشد و تسلسل لازم مىآيد بلكه وجود عين محض و وحدت شخصى است و مانند كليات جهت اشتراك آنها با امتياز آنها اختلاف نخواهد داشت.
هم چنان كه كليات جهت اختلاف آنها غير از جهت امتياز آنها مىباشد و براى تعين آنها محتاج بوجود هستند كه هر ماهيت معرف حد وجود خواهد بود و وجود هر يك از انواع اختلاف آنها با وجود نوع ديگر خواهد داشت ولى طبيعت وجود جهت اشتراك و عين امتياز آنها از يك ديگر است و تفاوت ميان وجودات بشدت و ضعف و تقدم و تأخر و تمام و نقص و علت و معلول است.
و تفاوت ميان درجات وجود نامتناهى است با اينكه همه بهرهاى از وجود و هستى دارند ولى فرق آنست كه وجود ذات ساحت كبريائى وجود حقيقى قائم بذات و صرف وجود و در او شائبه نقص و امكان نخواهد بود و صفات كامله عين وجود حقيقى است يعنى لازم وجود حقيقى و قائم بذات و ازلى و ابدى صفت حيات و قدرت و علم و احاطه است و لازم وجود واجب و حقيقى آنست كه امتياز ذاتى و وجودى داشته باشد ساحت كبريائى از مخلوقات خود زيرا موجودات مخلوق وجود آنها عاريتى و پرتوى است از وجود حقيقى مانند نسبت سايه بموجود قائم بذات و شاخص و لازم وجود عاريتى نيز آنست كه صفات كمال آن نيز بطور عاريتى و زائد بر ذات خواهد بود يعنى هر يك از كمالات موجودات از جمله انسان همه