درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١٠ - الحديث الثالث
و وابسته محض بساحت اويند عوالم خلق كه از موجودات مادى صورت ميگيرد همه اثرى از عوالم امر و تدبير است كه بوسيله نيروهاى غيبى فيوضاتى كه از ساحت كبريائى و رشحات و اشعه از حريم او صادر مىشود سبب سعه نظام امكانى است و ظهورى از صفت ربوبيت او نسبت بهمه عوالم است و صفت تبارك را مستند بلفظ جلاله اللَّه نموده مبنى بر اينكه مظاهر كبريائى او كه عوالمى علوى و سفلى را فرا گرفته و ظهورى از بركت و سعه وجودى و قدرت قاهره و مبدئيت براى بسط عوالم است و همه ظهورى از لفظ جلاله و واجد همه صفات واجب مىباشد.
زيرا اشاره شد كه لفظ جلاله اللَّه علم براى قدس ربوبى است كه صفات ذاتى و توحيد افعالى در آن منطوى و درج است.
قوله (ع): ويلك ايها السائل ان ربى لا تغشاه الاوهام و لا تنزل به الشبهات و لا يحار من شىء و لا يجاوره شىء و لا تنزل به الاحداث
امام (ع) بطور خلاصه بسائل تذكر ميدهد با اين بيانات كه در باره تعريف ذات و صفات كبريائى ذكر شده آنست كه هرگز اوهام و پنداشت بشر بر ساحت كبريائى او احاطه نخواهد يافت و هرگز شبههاى خلجان نخواهد نمود.
و توضيح آنست كه سؤال سائل متى كان و اين يكون اين گونه عوارض نقص و از شئون موجودات عاريتى و زمانى است كه محكوم بحدود و عوارض و نقص است و نيز لوازم و نواقص ديگر بىشمارى را در بردارد از قبيل احتياج بمكان كه محدود و مورد احاطه قرار گيرد و نيز لازم آن مجاورت و محدوديت از هر لحاظ است و اينكه معرض عوارض قرار خواهند گرفت.
خلاصه قول امام عليه السلام
(انما يقال لشيء لم يكن متى كان)
آنست كه سؤال به لفظ متى عبارت از نسبت موجودات متغير بزمان است و لازم آنست كه موجود در پارهاى از زمان تحقق پذيرفته باشد و غير موجود در سابق و لاحق