درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٩ - الحديث الثالث
بمقام كبريائى از نظر اينكه آنها بمنزله اضواء و اشعه مقام كبريائى و ارواح قدسيه هستند و مقام آنها مقام نفس امر و قول كن ايجاد است و مرتبه متأخر و نازل از آنها نفوس بشرى باختلاف درجات و مراتب آنها مىباشد.
و هدايت و نور الهى منتهى سير و تكامل بشرى است.
بالاخره وجود ثانوى آميخته به تيرهگى مراتب بيشمار خواهد داشت.
زيرا ماهيت حد و معرف و بيان حكم اثر وجود است يعنى مرتبه سعه وجودى و حكم آن را اعلام مىنمايد و خود بهرهاى از وجود و هستى نخواهند داشت بر اين اساس همه مراتب موجودات هالك و نابود هستند جز همان رابطه هر يك از آنها بساحت كبريائى و عبارت از بهره وجود و فيض هستى است كه موجودات را فرا گرفته و بطور تجدد امثال صحنه امكانى را ارائه ميدهد و صرف نظر از فيض هستى و تابش نور وجود عوالم امكانى فرض محض و اعتبار باطل است و آنچه پرتو و نمونهاى از مقام كبريائى در صحنه امكانى است فقط تابش نور هستى و فيض وجود اشعه خورشيد جهان آرا خواهد بود.
قوله (ع): الا وجهه.
وجه ساحت كبريائى بذل نور و افاضه وجود بعوالم است كه عوالم خلق و ماده را هر لحظه تدبير مىفرمايد و در اثر افاضه وجود و تابش نور موجودات را بحركت در آورده و در اثر فعل و انفعال و تأثير و تأثر نظام حركت و سوق بكمال موجودات را تأمين مينمايد بالاخره و تابش وجود بر موجودات بطور تعلقى و عاريتى هم چنين هويات و حقايق موجودات تعلقى و استناد بساحت قدس خواهند داشت بالاخره يگانه رابطه موجودات همانا فيض وجود است كه سبب جذب و توجه قهرى موجودات بسوى كبريائى او خواهند بود.
قوله (ع): لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
عوالم خلق و همه مراتب وجود از موجودات مادى و از قدسيان تعلق محض