درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٧ - الحديث الثالث
قوله (ع): انشأ ما شاء حين شاء بمشيئته لا يحد و لا يبعض و لا يفنى.
بيان نفوذ اراده و خواست كبريائى است كه هيچ شرط و قيدى براى آن تصور نميرود زيرا شرط از نقص است.
و اراده و مشيت و خواسته كبريائى سبب تام براى ايجاد است و ظهورى از صفت قدرت و مبدئيت براى خلق است و در اثر نفوذ اراده هرگز خواسته او تجزيه نمىشود كه پارهاى از خواسته او بوجود بيايد و پاره ديگر بتأخير افتد و يا وابسته بشرط باشد و هم چنين اراده او كه ظهورى از صفت ربوبيت و خالقيت او است فناء پذير نخواهد بود بلكه عوالم امكانى ظهورى نازل از صفت ربوبيت و مراد و خواسته كبريائى او است.
قوله (ع): لا يحد و لا يبعض و لا يفنى:
ساحت كبريائى وجود صرف و بسيط حقيقى و نامحدود است و حد عبارت از ماهيت و تيرهگى است كه لازم وجود عاريتى است كه توأم با عدم و نقص خواهد بود و حد لازم ماهيت و جنس و فصل و تركيب است از ماده و صورت و هم چنين ساحت او قابل تبعيض و تجزيه ذهنى و خارجى و وهمى و تصورى نخواهد بود و هم چنين ساحت قدس او فناء پذير نخواهد بود زيرا فناء و زوال لازم مركب از اجزاء و از قوه و فعل است زيرا قوه بقاء و فعليت بقاء و اجتماع دو نيروى قوه و فعل در موجود واحد بقياس بامر واحدى سبب تركيب خارجى از ماده و صورت است و اين نقص است ساحت كبريائى وجود واجب بسيط قائم بذات و منزه از نقص امكان است.
قوله (ع): كان اولا بلا كيف و يكون آخرا بلا اين:
در اثر وجود واجب بذات قدس احديت خود اول است و هم چنين آخر است بدون اينكه صفت زايدى باشد و آخريت او عين اوليت او است زيرا احديت وجود