درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٦ - الحديث الثالث
پس هم چنان كه وجودش خالى از شائبه عدم و نقص و امكان و جهل است هم چنين علم و احاطه او كه عبارت از حضور ذات كبريائى او است كه در او شائبه غيبت موجود و پديدهاى نباشد زيرا وجود او منشأ و مبدء همه موجودات است و ذات كبريائى اولى و سزاوارتر است بموجودات امكانى از خود موجودات ظلى پس حضور ساحت كبريائى حضور همه موجودات ظلى و امكانى است پس آنچه در پيشگاه كبريائى است همانا حقايق متاصله است و همه اشياء بمنزله اشباح و اضلال و آثار پرتو آنها است.
در ساير صفات ذاتى و فعلى كبريائى نيز همين قاعده جارى خواهد بود مثلا قدرت و مبدئيت حق سبحانه باعتبار اينكه حقيقت واحدة است بايد قدرت و مبدئيت براى همه اشياء امكانى باشد چه آنكه قدرت و مبدئيت او حقيقت و صرافت قدرت است و چنانچه متعلق بهمه اشياء نباشد لازم آن آنست كه قدرت او محدود و در او شائبه عجز و قصور باشد.
هم چنين در باره اراده و حيات و سمع و بصر و همه صفات كمالى او نتيجه اينكه همه موجودات از مظاهر و مراتب قدرت و اراده و حيات و اراده كبريائى خواهند بود از نظر اينكه وحدت حق تعالى وحدت حقيقى است وجود محض و حاق حقيقت همان علم و احاطه و قدرت و مبدئيت براى عوالم امكانى است.
و لازم ذاتى حيات ازلى و صفات وجودى آنست كه بذات كبريائى منزه از نقص و عجز امكان باشد و قبل از نظام خلقت و پس از آن واجد صفات كمال و قدرت و مبدئيت براى خلق و آفرينش بوده و خواهد بود و بذات قدس بدون وساطت موجودى نظام پهناور خلقت را تدبير مىنمايد و هرگز در فعل و اثر و خلق و آفرينش خود نياز بموجودى نداشته بلكه در خلقت موجودات بىنهايت هرگز واسطه نخواهد بود بلكه ساحت كبريائى است از هر سو و موجود است در سوى ديگر.