درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٧٩ - الحديث الثانى
حمل بالعرض گفته مىشود الانسان كاتب او ضاحك.
و در باره ساحت كبريائى كه وجود او صرف وجود و بلا ماهيت است همه مفهومات كلى اسماء و صفات از ذات كبريائى خارج خواهند بود زيرا هر يك از صفات مفهوم كلى عقلى است كه در ذهن خلجان دارد و صدق مفاهيم آنها بساحت كبريائى مانند صدق ذاتيات نيست هم چنان كه انسانيت براى زيد زيرا ذات او صرف وجود حقيقى و ماهيت واحد ندارد.
هم چنين مانند صدق عرضيات مانند زيد كاتب نخواهد بود زيرا هيچ يك از صفات كامله قائم بذات بطور عرض بر ذات كبريائى نيستند ولى ذات احديت اين مفهومات و صفات از او انتزاع ميشوند و باو حمل ميشوند و صادق است.
مثل اللَّه قادر و حى ولى اين مفاهيم عقلى غير از ذات كبريائى هستند و ذات احديت واحد و بسيط است بنفسه موجود قائم بذات بالاخره همه مفاهيم كلى عقلى صفات و غير او و خارج از او هستند ولى بر حسب مصداق و خارج عين ذات كبريائى هستند از اين نظر حمل صفات كلى بذات كبريائى شبيه حمل ذاتيات ميباشد ولى باز حمل ذاتى نخواهند بود زيرا وجود صرف و بسيط حقيقى و ماهيت ندارد.
از اين نظر مرموز چون نامها و اسماء كبريائى بوده نه صفت است چنانچه اسم عين مسمى باشد نتيجه آن تعدد ذات خواهد بود و چنانچه مفهوم هر صفت عقلى عين ذات احديت باشد كه مسمى آنست نتيجه آنست كه هر مفهوم صفتى ذات كبريائى باشد و تعدد و كثرت لازم مىآيد آفريدگار منزه از تعدد و كثرت است.
از نظر اينكه از لحاظ مفاهيم و ماهيات آنها كثرت دارند و بر حسب معنا متخالف يك ديگرند و بعض صفت صادق بر بعض ديگر نيست مانند خلق و رزق و رحمت و قدرت بر يك ديگر صادق نيستند ولى ذات كبريائى بهويت بسيط وجود حقيقتى است كه همه صفات كبريائى باو حمل مىشود و صادق است ولى همه آن صفات از لحاظ مفاهيم عقلى و غير و خارج از ذات او مىباشند زيرا هيچ يك از مفاهيم و ماهيات نه در