درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٧٣ - الحديث الاول
هم چنان كه فرمود
له الاسماء الحسنى و الامثال العليا
و در تعريف و توصيف ذات كبريائى كه مجهول الكنه است بصفات كمال لازم نيست كه موضوع بطور كامل مورد معرفت و شناخت بشر قرار بگيرد بلكه براى حمل و تعريف بصفات واجب كافى است كه بطور اجمال اشاره شود بساحت كبريائى و گفته شود (هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ).
بالاخره مفهوم عنوان فانى در حقيقت ذات كبريائى مورد حمل و خبر قرار داده مىشود و بعبارت ديگر عنوان فانى در معنون حقيقى و مطابق خارجى آن گرچه كنه او مجهول باشد از ساحت او خبر داده و تعريف مىشود بصفات واجب.
قوله (ع): و نطق به لسانه في سرائره و علانيته:
از جمله شرايط ايمان و توحيد، اعلام و اظهار آنچه در عقيده دارد از اركان توحيد.
اما عمل باركان و بوظايف الهى ركن ايمان است و بدون آن صورت ايمان و اظهار آنست ولى نطق بلسان يعنى اظهار عقد قلبى بايمان در اجتماعات سبب و ركن ايمان قلبى نمىباشد بلكه از نظر اينكه خود را از افراد مسلمانان معرفى نمايد و با او سايرين معامله اسلام و ايمان نمايند از اين لحاظ لازم است كه بزبان نيز خود را مسلمان و موحد معرفى نمايد بمنظور اينكه احكام اسلام بر او مترتب شود هم چنان كه بايد در جماعات و صلوات جماعت و صلاة جمعه حضور بهم رساند خلاصه نبايد دين و ايمان و اسلام خود را پنهان نمايد.
قوله (ع) فأولئك اصحاب امير المؤمنين عليه السلام حقا و في حديث آخر اؤلئك هم المؤمنون حقا.
گروهى اين چنين عقيده صحيح دارند داراى ايمان خالص هستند و امتياز خاصى اصحابه رسول صلّى اللَّه عليه و آله خواهند داشت.
و ساير اصحاب رسول صلى اللَّه عليه و آله پيروان شريعت ظاهرى اسلام بوده كه مدار